بنا به رای مردم، پنج نفر شورای اسلامی شهر گشت انتخاب شدند و تا یک ماه دیگر شروع به کار می کنند.
انتظار برای شروع به کار این شورا، برای مردم گشت همراه با دغدغه بوده است.
حرف ها و اقدامات جناح اول و دوم، مستقیما در جهت تنش و ملتهب کننده اوضاع است.
چرا اوضاع بعد از انتخابات بهم ریخته به نظر می رسد؟
آیا این بهم ریختگی، عادی است یا برنامه ریزی شده؟
- · شورای فعلی و گروه محمد اکرم از قبل از انتخابات و با پخش اعلامیه ای موضع کناره گیری خودشان را برجسته کرده اند. از روز انتخابات هم با ناسالم خواندن نتیجه آراء به نشانه اعتراض، درصدد انصراف از شورائی، برآمدند و تا به امروز برجسته ترین نظرشان استعفاء و انصراف است.
آیا این یک تصمیم منطقی، واقعی و نهائی است یا یک استراتژی برنامه ریزی شده؟
- · در این بین، جناح دوم و در راس آنها حاجی جلال، با پیش افتادن در حرکت و با کیش دادن های مداوم باوجود اینکه برنامه کناره گیری جناح اول را می داند، اوضاع را آشفته تر می کند.
این اقدامات حاجی جلال، عادی است یا به نوعی مدیریت شده؟
- · اوضاع گشت، ظاهرا دو قطبی شده و متشنج است.
آیا این حالت، نشان از آینده تاریک و بحرانی دارد یا کاملا طبیعی است؟
من می خواهم تحلیل شخصی خودم را در روزهای آخر تیرماه با پاسخ گوئی به این سوالات و سوالات دیگری که به این پرسش ها ارتباط دارد، ارائه بدهم.
- · سوال مهم این است که آیا شورا می تواند منحل بشود؟
این سوال را با سوال پاسخ می دهم.
آیا به نظر شما، عضو شورائی که اصلا منتصب نشده است، می تواند استعفاء کند؟
استعفاء از چه چیزی و از کدام سمتی که تا کنون در آن رسمیت نیافته؟
این استعفا با طی کردن چه فرایندی امکان دارد؟
استعفاء با موافقت کدامیک از اعضای شورای آینده می تواند در پروسه اداری قرار گیرد؟
بالفرض که شورای جدید، شکل گرفته باشد، آیا حاجی جلال، مراد و حاجی بختیار با استعفاء موافقت می کنند؟
یا جریان استعفای محمدرفیع و تعلیق دوساله آن اتفاق خواهد افتاد یا مانند استعفای محسن، هزینه اش پرداخت می شود؟
کدامیک از محمداکرم و محمدرحیم جلوتر استعفاء می کنند؟ به نظرتان محمداکرم یا محمدرحیم؟ این مساله خیلی مهم است و در هر حالت یک جو متفاوت حاکم خواهد شد.
آیا با آمدن عضو علی البدل یعنی بهروز، اوضاع به همین شکل می ماند؟ با آمدن بقیه علی البدل ها چه؟
آنچه از روال قانونی استعفاء، مشخص است، این مساله یک پروسه ای دارد که می تواند در مقاطع مختلف از جانب جناح دوم قفل شود. بنابراین مساله استعفاء و انصراف به سادگی انجام نمی گیرد. بخصوص الان که شورای آینده به صورت رسمی تشکیل نشده است.
- · جریان ادامه کار شهردار چگونه است؟
معمولا فعالیت شهردار با اختتام کار شورا، پایان می یابد. ادامه فعالیتش منوط به پیشنهاد دوباره و طی شدن مراحل اداری و اخذ تائیدیه های مجدد است.
اما آیا با وجود پیشنهاد دوباره، تائیدیه های لازم برای شهردار، اخذ خواهند شد؟
این تائیدیه ها، از ارگان های مستقل صادر خواهند شد که هر کدام، معیارهای خاص خود را دارند.
بحث بر سر اینست که اگر شورا بعد از طی مراحل نه چندان آسان، منحل شود، شهردار می تواند به کارش ادامه بدهد. آیا جناح اول م خواهد خودش را قربانی شهردار بکند؟
و سوال اینست که شهردار به تنهائی به چه موفقیت هائی دست پیدا می کند که ارزششان از موفقیت های پنج نفر شورا و نادیده گرفتن رای مردم بیشتر است؟
آیا این یک تصمیم انتقام جویانه از جانب جناح اول نیست که همه رای دهندگان قبل از انتخابات تذکر داده بودند؟
- · در هرحال به نظر می رسد:
اولا؛ بحث انحلال شورا، یک مانور مرکزی و گسترده برای مدیریت اوضاع قبل از شروع به کار شورای جدید است. دوما؛ اگر این مساله جدی هم باشد، شاید یک نوع شانه خالی کردن از مسولیت با حفظ رضایت هواداران است.
یعنی قانع کردن هواداران با این منطق: « ما بخاطر حفظ وحدت و حفظ آرامش شهر فداکاری کردیم و محترمانه به نفع هوادارانمان و شهردار فعال کنار می رویم!»
یعنی: « ما کنار می رویم چون نمی گذارند کارهای ناتمامی را برای گشت انجام بدهیم که در این دوره قطعا نتیجه بخش بود.»
پس کنار رفتن به نفع جناح اول است. چون در اوج محبوبیت با منطقی روشنفکرانه و در تقابل با افراد بی منطق و کوته فکر، از معرکه بغرنج، موفق خارج می شوند. درحالیکه هوادارانشان معترض نیستند.
مساله دیگر در این جناح، جایگاه شهردار است. آیا شهردار بخاطر عملکردش باید بماند یا بخاطر اینکه تعادل سه به سه حفظ شود؟
به نظر می رسد، دلیل دوم برجسته تر باشد. اما چه کسی از جناح اول بیشتر تمایل دارد، شهردار باقی بماند؟!
محمداکرم؟ محمد رحیم؟ خود شهردار؟ یا گروهی از هواداران؟
مسلم است که نقش افراد پشت صحنه پر رنگ تر است. چرا که حذف شهردار می تواند موجب شود که محمداکرم و محمدرحیم به سمت انسجام شورا، متمایل شوند. بخصوص اگر شهردار بعدی فردی باتجربه و بیرونی باشد که در کارش مستقل عمل بکند.
مساله دیگر در خصوص جناح اول، اینست که افراد پشت پرده، درحال تدارک یک اپوزیسیون برعلیه قدرت غالب و حال حاضر شهر هستند. مدیریت B در مقابل مدیریت غالب A . و این وسط محمداکرم و محمدرحیم یا در جهت این هدف به عنوان سرمستر عمل می کنند یا به بازی گرفته شده اند.
برای دانستن این مساله، دقت در جریان توهین به شهردار و درمحمد، ( که به طرز ویژه ای در شهر داغ شد.)، جلسات خصوصی و نحوه عمل لیدرهای فضای مجازی و واقعی، می تواند اوضاع را روشن کند.
# برای من و خیلی از همشهریانی که به محمدرحیم رای داده اند، موضع محمدرحیم قابل هضم نیست. چرا که محمد رحیم، می توانست کاملا متفاوت با هر دو جناح عمل کند و از جمله اعضائی باشد که مردم به عنوان عوامل برون رفت از معضل دو قطبی شدن، به آنها رای داده بودند.
محمدرحیم در یک شرایط متفاوت با آنچه پیش بینی کرده بود قرار گرفت. موضع ایشان اگر اعضای دیگری بجای مراد و حاجی بختیار می آمدند، تغییر می کرد. اما حالا خودش را به یکی از جریانات دو قطبی سپرده است.
درحالیکه می توانست مستقل عمل کند و روش سومی را که راه برون رفت از این تنگناهاست، کشف کند.
سرجمع جمله ای که می توانم برای جناح اول به صورت جمله ای لایه دار عنوان کنم اینست که:
« در حال حاضر، این گذشته است که بر حال مدیریت می کند.»
- · موضع جناح دوم و تحلیل آن برخلاف آنچه به نظر می رسد، کمی سخت است.
مراد و حاجی بختیار از آن نظر که چشم بسته موافق همیشگی نظر حاجی جلال هستند، آینده را قابل پیش بینی کرده اند.
اینکه آینده قابل پیش بینی باشد، خوب است اما عیب های اساسی هم دارد و در اینجا عیب های اساسی، زیادی اساسی است!
در شورائی که پنج نفره است و سه نفر همیشه و بی دلیل یک رای مشابه دارند، کار سخت است.
یعنی جلسات، از موضع مشورتی خارج شده و حالت فرمالیته به خود می گیرند. یعنی صرفا یک کاغذ بازی محض.
چرا چنین است؟
اساس این موافقت همیشگی، بر انتقام بنا شده است. این موضع گیری ثابت قابل پیش بینی، مشکل اصلی و عامل نگرانی و نفرت از جناح دوم است.
اگر بجای مراد و حاجی جلال دو نفر دیگر یا حتی یک نفر دیگر می آمد، اوضاع به کلی تغییر می کرد.
مساله دیگر در جناح دوم، در اختیار نداشتن فضای مجازی است. این مساله باعث شده است که آنها برای ارائه نظرات خود، فرصت تحلیل بیشتری داشته باشند و نیز به دنبال تریبون های واقعی برای بیان موضع خود باشند.
یعنی حاجی جلال و گروهش یک قدم جلو افتاده اند. آنها فضای مجازی را در هرحال رصد می کنند ولی بلافاصله نمی توانند پاسخ بدهند. به همین دلیل فرصت تحلیل خبرها را در جمع های خود دارند. بعد از آن دنبال موقعیت مناسب می گردند که بیان موضع بکنند.
البته حاجی جلال، غیرمستقیم و در لفافه پاسخ های خودش را از پشت تریبون هایی که بدست می گیرد، به جناح اول می دهد.
این غیرمستقیم حرف زدن، او را از خیلی از ضربه ها، مصون نگه می دارد. برای همین است که حاجی جلالی که طاقت کمی در قبال بحث و جدل ها دارد، صبوری می کند.
و البته همین روش رودرو اما غیرمستقیم حرف زدن او، مساله ای است که اوضاع رو به عادی شدن را بهم می ریزد.
چرا حاجی جلال باوجود اینکه می داند، موضع جناح اول به سمت استعفاء و انحلال است، هرازچندگاهی اقدام به چنین کنش هائی می کند؟
به نظر می رسد که دو دلیل داشته باشد:
یکی اینکه حاجی جلال می خواهد، تا شروع به کار شورای جدید، زمان باقی مانده را با برهم زدن تمرکز جناح اول، مدیریت کند. یعنی وقت کشی ساده.
یا اینکه حاجی جلال هم، از انحلال شورا نفع می برد.
نفع حاجی جلال متفاوت با نفع جناح اول است. حاجی جلال می داند که اگر شورا منحل شود، جناح اول بصورت رسمی و با خواست خودشان به مدت چهار سال از صحنه مستقیم کنار خواهند رفت.
و چون اساس جناح اول بر شفافیت و کار در فضای مجازی بوده است که مهمترین اهرم های کاری در مقابل روش ناآشکار جناح دوم هستند، با انحلال شورا، این روش نیز از بین می رود.
یعنی حاجی جلال به تنهائی با استفاده از نفوذ و حضوری که درهرحال در ادارات دارد، یکه تازی خواهد کرد و بدون آنکه کسی از کارهایش سردربیاورد، جریان غیررسمی و مرموز تسلط بر فعالیتهای گشت را راه اندازی و مدیریت می کند.
یعنی یک حاشیه امنیت با مدیریتی شبیه روش سنتی قبل و در ابهام کامل.
# درمجموع به دو دلیل حاجی جلال تمایل قلبی به انحلال ندارد: اول؛ وجود شورا رسمیت و عزت بیشتری برای او و گشت به همراه دارد. دوم؛ اگر شورا شکل بگیرد باز هم رای اکثریت متعلق به نفع ایده های اوست.
حاجی جلال ذاتا یا با آگاهی، مدتیست که حرفه ای عمل می کند.
افتتاح ستاد، ایجاد فضای گفتگو و پرسش و پاسخ، شام شب آخر تبلیغات، برقراری جلسه آشتی مسجد واجه همراه با شام و سخنرانی در عیدگاه و نوع صحبت هایش به عقیده من در جهت تلاش برای کسب قدرت است.
ایشان می داند که وارد عرصه ای شده است که جنبه سیاسی دارد و سیاست تلاش برای بدست آوردن قدرت است و او برای این کار اقدامات لازم را انجام می دهد.
حتی حضور دو عضو منفعل همراهش، به نفع مسلم او هستند. هرچند که به نفع شهر نباشند.
- · چه کسی رئیس شورای آینده می شود؟
# برای حاجی جلال، بدست اوردن کرسی ریاست آرزو نیست. یعنی اگر او رئیس هم نشود، باز تغییر مهمی در سیاست هایش ایجاد نمی شود اما اینکه ریاست شورا به چه کسی برسد، به شدت برایش مهم است. مثلا هرگز اجازه نمی دهد محمداکرم رئیس بشود.
# همچنین حاجی جلال، همان طور که از اقدامات اخیرش پیداست، حتی اجازه اظهار نظر به دو عضو همراهش را نمی دهد، چه برسد به اینکه جلسه ای در شورای آینده شکل بگیرد و تصمیمات به رای گذاشته شود و تصمیمی رای بیاورد که خلاف تک نظر او باشد.
حاجی جلال اعتقاد قلبی و مسلم دارد که حلال تمام مشکلات گشت است و اگر گشت در مسیر برنامه های او پیش نرود، سیاه روزی و نکبت نصیب گشت می شود.
این موضع اساس ایراد او در یک جامعه مردم سالار است و سیاستی است که خود او براساس آن به قدرت رسیده است. و اساس موضع گیری مخالفانش است. همچنین که نام و اساسنامه شورا بر مشورت و احترام به نظرات جمع بسته شده است.
یعنی کل سیاست قدرت طلبی حاجی جلال با شورائی مغایرت دارد.
* * *
در یک جمع بندی ساده، می شود گفت که فعلا موضع هر دو گروه از یک نظر درست و از یک نظر نادرست است.
درست است، چون در جهت حفظ اعتبار خود تلاش منطقی ای از منظر سیاست انجام می دهند و اشتباه است چون جایگاه شورائی گشت نیازمند این همه سیاست بازی نیست و همچنین گنجایش و آستانه صبر و حوصله مردم برای رفتارها و کنش و واکنش های اعصاب خرد کن این دو گروه، کم است.
مردم عادی بارها اعلام کرده اند که اتحاد و انسجام شورا را می خواهند و گروه روشنفکر گشت نیز با قبول دو قطبی شدن شورای آینده، طرفدار دیالکتیک مفید بین آنها برای رشد شهر هستند.
* * *
* برای گذر از این مرحله چکار باید کرد؟
v جناح اول باید از این موضع خود که وانمود می کند هرگز، شیوه عمل حاجی جلال را پیش بینی نمی کرده و کاملا وعده های انتخاباتی حاجی جلال را مبنی بر اتحاد، باور کرده اند، خارج شده و موضع قبول حاجی جلال را با این ویژگی هایش، اتخاذ کنند و برای تسلط بر کار شورا، از طریق پر رنگ کردن روش های قانونی اتخاذ تصمیم و کمرنگ کردن تصمیم گیری های شخصی اقدام بکنند.
مسلم است که این کار یک تلاش مضاعف می خواهد. انتظار مردمف تحمل این تلاش از جانب جناح اول است.
محمدرحیم باید موضع خودش را در جایگاه سومی قرار دهد. محمدرحیم باید بداند که حضور او با حضور مثلا محمدکریم متفاوت باید باشد. الان محمدرحیم طوری عمل می کند که اگر هر کدام از اعضای دیگر ائتلافشان می آمد همین کار را می کرد. این موضع گیری اگرچه احساسی است و رضایت هم جناحی هایش را به دنبال دارد اما بر نظر مردمی که به دلایل دیگر به او رای داده اند تاثیر منفی می گذارد.
اعتقاد مردم گشت اینست که محمدرحیم باتوجه به جایگاهش در سراوان و با توجه به ارتباط های مستقل و جدیدی که می تواند با مسؤلین برقرار کند، راه سوم را پیشنهاد بدهد. نه اینکه در همین بن بست اول و دوم، منفعل بماند.
همچنین دو عضو منتخب جناح اول باید خودشان را از قید و بند شرایط و حوادث قدیم و افراد مغرضی که اهداف فراتر از جریان شورائی دارند و مقاصد شخصیشان مشخص است، وابکَنند و با یک تغییر استراتژی جدید با پررنگ کردن نقش مدیریتی خودشان وارد مرحله اصلی کار یعنی ورود به شورای جدید بشوند.
شهردار، نباید به عنوان خط قرمز این جناح معرفی شود. چرا که این خط قرمز پاک شدنی است.
خط قرمز باید موفقیت شهرداری عنوان شود که پاک شدنی نیست.
v جناح دوم، بنا به شرایط یک قدم جلو افتاده است. یعنی چون در دوره قبل شورا نبوده، در مظان اتهام کمتری است و آزادی فراغ بال بیشتری در دادن وعده دارد. همچنین شخصیت تند حاجی جلال اینگونه است که در حالت تندی، برخلاف تصور تمرکز بیشتری بر نوع رفتارهای مختص به خود دارد. این نوع برخورد اگرچه به نفع اوست اما باید بداند که این نمونه کار به هیچ وجه مورد قبول تفکر غالب شهر نیست.
حاجی جلال نمی خواهند قبول بکنند که دیگران هم می فهمند. « دیگران می فهمند و دیگران حق دارند موضع مخالف داشته باشند». این مساله را باید جناح دوم عمیقا درک کند.
ایشان باید قبول بکند که شهر متعلق به همه است.
درمورد مراد و حاجی بختیار، کاش این عزیزان اختیار عمل بیشتری می داشتند تا بهشان نکاتی را که به محمدرحیم پیشنهاد دادیم، پیشنهاد می دادیم.
جناح دوم هم باید خودش را از گذشته وابکَند. این جناح، قطعا همان جناح شورای سابق نیست. حتی شورای سابق در خیلی از موارد ممکن است عملکرد اینها را قبول نداشته باشد. بنابراین لازم است این جناح هم، موضع جدیدی اتخاذ کند.
جناح دوم باید قبول کند که دو عضو فرهنگی و صاحب نظر و آگاه به مسائل شورائی و قوانین در کنار خود دارد که هرگز تسلیم خواسته های شخصی آنها نمی شوند و قدرت مانور زیادی در فضای مجازی دارند و ویژگی شان شفافیت کاری است.
این روش کاری جناح اول، روش مورد قبول مردم شهر و روش جدید فعالان اجتماعی است. نمی شود این روش را مردود دانست. جناح دوم باید با قبول قلبی این روش وارد شورای آینده بشود.
این جناح مجبور است یک پایگاه خبری داشته باشد. مردم حق دارند که حرفهای آنها را از یک منبع موثق بشنوند. کار در خفا و یا حضور ناگهانی پشت تریبون های موقتی یا داشتن این اعتقاد که ما بدون هیچ توضیحی بهترین هستیم، در زمان کنونی قابل قبول نیست.
■■□■■
در نهایت ما مردم شهر باید به کل این جریانات خوش بین باشیم. گشت و شورای گشت مسیر مثبتی را طی می کند؛ این شورائی شکل بگیرد یا نگیرد؛ شهردار تغییر بکند یا نکند؛ بحث ها و جدل ها کاهش پیدا بکند یا نکند؛ درهرحال مسیر به سمت جدیدی می رود که حاوی تجارب ارزشمند و جدیدی برای ماهاست.
برای ما مسلم شده است که برادری و خویشاوندی، قدرت برتری است که همیشه بر گشت حاکم بوده است.