نوشته های تاج بخش حسین بر

نوشته های تاج بخش حسین بر

نظر من درمورد رمان عامه پسند اثر بوکفسکی

 رمان عامه‎پسند اثر بوکفسکی رو که مجید زردکوهی پیشنهاد داده بود و فرید کریمی درمورد نویسنده‎اش حرف زده‎بود، خوندم.

 من فکر می‎کنم بوکفسکی در تمام طول زندگی‎اش اصول تعیین شده در تمامی جنبه های زندگی رو به بازی گرفته. از اصول مربوط به زندگی خودش تا زندگی دیگران، تا جامعه، تا هنر و درنهایت شعر و داستان.

مهمترین ویژگی عامه‎پسند به نظرم، نقض و تمسخر آشکار اصول رایج داستان نویسیه.

  1. داستان پلیسی جنائی که در آن هیچ جنایتی اتفاق نمیفته و معماهای عمدا ناشیانه‎ای داره که ناشیانه و شانسی حل می‎شه.
  2. شخصیت‎ها کشمکش ندارند.
  3. دیالوگ‎ها با بی قیدی ادا میشه.
  4. حتی این داستان اگر برای خودش طرحی داره، به دلیل پای‎بند نبودن به اصول طرح بندیه.
  5. فلسفه‎ی پشت شخصیت‎های داستان (سلین، بانوی مرگ و بقیه) هم مورد تمسخر بوکفسکی هستند.
  6. طرح و روابط علی و معلولی داستان به شدت به بازی گرفته شده.
  7. فنون طنز، فلسفه‎ی سیاه و پوچ گرائی و لحن و سبک را با بی قیدی تمام به‎هم زده.
  8. اشتباهات رایج نویسندگی را عمدا در داستان مرتکب شده.
  9. آن‎قدر در این کار سنگ تمام گذاشته و زیرکانه انجام وظیفه کرده که دست منتقد ایراد گیرنده را از قبل بسته. یعنی خود داستان، نقد خودشه. هم نکات منفی و هم نکات مثبت داستان در داستان بیان شده.

انگار بوکفسکی، طرح زندگی خودش رو مانند رمان عامه‎پسند طرح‎ریزی کرده و گنجشک قرمز همان رمان عامه‎پسنده. به این معنی که سراسر زندگی بوکفسکی همین به‎بازی‎گرفتن همه چیز پیرامونشه، جسمش، افکارش، شغلش و زندگی دیگران و در ماموریت آخر، او می‎خواهد آخرین دارائی‎اش یعنی نویسندگی‎اش رو هم به تمسخر بگیره و تمام.

بوکفسکی در این داستان آن‎قدر غیرواقعی و با ناراستی عمدی داستان سرائی می‎کنه که منتقد نمی‎تونه فقط به نقد اثر بپردازه و از دیدگاه و زندگی و اعتقادات نویسنده چیزی نگه.

اما با این همه، داستان به قلم یک نویسنده‎ی توانمند و قهار نگاشته شده. تمسخر و به‎بازی‎گرفتن همه چیز، بسیار عالی صورت گرفته، طنز به‎جا و گیراست. معما و تعلیق و هیجان داستان پلیسی در آن خواننده را به داستان می‎دوزند. عمل داستانی، دیالوگ‎ها، فضاسازی قوی‎ای ارائه می‎دهند. زمان داستان باوجود بی‎لیاقتی کارآگاه ناشی، در حرکته. شگفت‎انگیز این‎که هیچ‎کدام از نقض‎های اصول داستان‎نویسی به داستان صدمه نزده اند.

داستان عامه‎پسند می‎تونه یک نمونه عینی برای ارائه در آخرین جلسه‎ی داستان‎نویسی به هنرجویان داستان‎نویسی باشه که بگیم، اصول داستان نویسی وحی منزل نیستند.

این هنرمندی بوکفسکی از روش زندگی او نشات گرفته چون آنچه را که زندگی کرده نوشته و آنچه را که نوشته، زندگی کرده!

بخش‎هائی از کتاب:

  1. صفحه 13: گیج شدم و زل زدم به پاهایش. همیشه از پا خوشم آمده. اولین چیزی که موقع تولد توجهم را جلب کرد، پا بود؛ ولی آن‎موقع داشتم زور می‎زدم که بیام بیرون. از اون‎موقع به بعد هم با این شانس نکبتم دارم در جهت مخالف زور می‎زنم.
  2. صفحه 16: بعضی وقت‎ها به دست‎هایم نگاه می‎کنم و فکر می‎کنم می‎توانستم، پیانیست بزرگی بشوم یا یک چیز دیگر؛ ولی دست‎هایم چه‎کار کرده‎اند؟ یک جایم را خارانده‎اند، چک نوشته‎اند، بند کفش بسته‎اند، سیفون کشیده‎اند و غیره. دست‎هایم را حرام کرده‎ام، همین‎طور ذهنم را.
  3. صفحه 20: ... یا شاید راهی پیدا کرده که پیر نمی‎شود. به ستاره‎های سینما نگاه کن، پوست ماتحت‎شان را می‎کَنند و به صورت‎شان می‎چسبانند. پوست ماتحت از همه جا دیرتر چین می‎خورد. همه‎شان آخر عمری صورت و ماتحت‎شان یکی می‎شود.
  4. صفحه 24: ... بعد در باز شد و مک‎کلوی با بشکه بزرگ پر از پِهِنش وارد شد.
  5. صفحه 24: به نظر صدونود کیلو می‎آمد، اگر پشم و پیلش را می‎تراشید، صدوهشتاد کیلو می‎شد.
  6. صفحه 44: گفتم: ممنون، لطف کن تا وقتی هنوز در حرکتی یکی دیگه هم برام حاضر کن.
  7. صفحه 44: پرسیدم روز خوبیه رفقا، مگه نه؟ جوابم را ندادند. احساس می‎کردم نفس نمی‎کشند. مگر قرار نیست، مرده‎ها رو دفن کنند؟
  8. صفحه 88: از بیرون صدای شلیک گلوله شنیدم و فهمیدم که اوضاع همه چیز در دنیا روبراه است.
  9. صفحه 105: بالای لبخند مصنوعی‎اش یک سبیل زشت بود؛ شاید هم زیر سبیل مصنوعی‎اش یک لبخند زشت بود.
  10. صفحه 107: زندگی علاوه بر پوچ بودن، خرحمالی مطلق هم بود، فکر کن در عمرت چند بار شورتت را پایت کرده‎ای!

تاج‎بخش حسین‎بر / 25 فروردین 98 / گشت 

تاج بخش
یکشنبه ۱۳۹۸/۰۱/۲۵
21:46
درحال بارگذاری..

شروع دوباره

می خواهم دوباره همه چیز را رها کنم که بنوسم و می‌خواهم بنویسم که همه چیز را رها کرده ام.

تاج بخش
پنجشنبه ۱۳۹۸/۰۱/۰۸
21:18
درحال بارگذاری..

روز از طرف مادر، شب است!

روز پهنه نیست. گستره ای از نور و روشنائی نیست. روز خط است. خطی بر سطح زندگی که رسم نمی شود. مابین دو خط منقطع در جاده ای محدود. خط سفید و شب نمای وسط جاده که گاهی ممتد است و گاهی بریده، روز است و مابین ان شب.

شب در اسارت محیط آن مستطیل های دراز شب نما، بند نمی ماند. این شب است که روز را می سازد.

شب مادر روز است. روز از رحم شب زاییده می شود.

روز از طرف مادر، شب است.

این شب است که مادرانه به روز، صبح بخیر می گوید و به او می سپارد تا در امنیت به سر ببرد.

...

تاج بخش
شنبه ۱۳۹۶/۰۷/۰۸
8:51
درحال بارگذاری..

شیر شورا

شورای شهر ما شیر می خواهد تا شیر شود.

تاج بخش
پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۱۶
15:6
درحال بارگذاری..

این دیگر کی بود؟!

پارچه ای که گرفته بودم، گران حساب کرده بود. متری بیست و پنج هزار را با کلی چانه زدن پرداخت کرده بودم.

خیاطی خودم دردسترسم نبود و خیاطی هم که همه پیشنهاد کرده بودند، وقت خالی برایم نداشت.

مجبوری اومده بودم پیش این خیاط پیر. هرچند رحیم بهم گفته بود، کاربلد است و زمانی ابوظبی بوده است.

پیرمرد جاهلی بود. شیخ نشینی روی شخصیتش اثر گذاشته که نمیخواست قبول کند این من هستم که صاحب کار بودم نه او که مجبور است طبق سفارش من لباسم را بدوزد.

وقتی من می دانم گشادی پیراهن و نوع سرآستین هایم و چه میدانم طرح جیبم چه شکلی باشد، او چرا باید نظر دیگری داشته باشد؟!

این مدلش را دیگر ندیده بودم. حالا خدا کند، لباسی که می دوزد بهم بیاید و الا مجبورم احترام ریش و سنش را نگه ندارم و پول لباسم را ازش بگیرم و البته هم که بهش بفهمانم که یک زیردست نمی تواند، روی حرف بالا دستش تبصره بدهد!

تاج بخش
پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۱۶
12:45
درحال بارگذاری..

شانس چیست؟

شانس، فرصتیست که خداوند به اندازه‎ی ظرفیت هر بنی آدمی بر سر دو راهی ها  به او می دهد تا حجت را بر او تمام کرده باشد.

این دست خود بنی بشر است که اولا بفهمد که آنچه پیش رو دارد، شانس است یا اتفاق یا تصمیمی ساده. دوما دست آن بنی بشر است که انگشتش را روی آنچه گزینه شانس است، بگذارد و آن را بقاپد.

تاج بخش
دوشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۱۳
23:46
درحال بارگذاری..

کوهِ کوه!

امروز رفته بودم کوه.

رفتن من به کوه، همراه با کوهی از نرفتن است.

انگار شهر تماما یک کلوزآپ از دستی می شود در تمنایم و من مانند معشوقی که سوار بر مرکبی، ناچار به رفتن و نماندن است.

غر می زنم و آرزوی مرگ خویشاوندی را می کنم که با جانش، بهای ماندنمان را بدهد.

کسی نمی میرد و من می روم.

در کوه تنها من لذت می برم، ولی از آن لذت بردن، لذتی نمی برم.

برمی گردم به خودم و به داغی کف پاهام و به گزگزشان.

تاج بخش
یکشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۱۲
23:59
درحال بارگذاری..

جوابیه

با سلام به همراهان فضای مجازی؛

در فضای مجازی این روزهای گشت، موضوع داغ، عدم حضور دو نفر از منتخبین مردم در مراسم تحلیف شوراهاست به منظور انحلال شورای آینده شهر.

در جریان مطالب و ارائه نظرات، بنده متهم به طرفداری از یک جناح خاص شده ام. ضمن احترام به عقاید همه عزیزان، جهت رفع این شبهه به عرض علاقمندان به این بحث می رسانم که بنده به پنج نفر از نامزدها رای داده ام که  دو نفرشان رای نیاورده و سه نفرشان هم که رای آورده اند به ترتیب عبارتند از حاجی جلال، محمداکرم و محمدرحیم. دو نفری که رای نیاوردند، مربوط به هیچکدام از دو ائتلاف موفق نبودند.

در لیست مورد نظر بنده نه تنها حمایت از گروه مد نظر مدعیان دیده نمی شود بلکه خلاف آن مشخص تر است.

من در طول تبلیغات از نامزدهای مورد نظرم به روش خودم حمایت می کردم اما صلاح دیگر مردم به گونه ای بود که سرانجام، سه نفر از لیست بنده منتخب شهر شدند و نه همه.

اگرچه مانند سایر دوستان بنده نیز نسبت به تخلف در یکی از حوزه ها تردید داشتم اما با اعلام نظر فرمانداری مبنی بر رد این ادعا، به قانون احترام گذاشته و منتخبین اعلام شده از طرف فرمانداری، مورد تایید شخصی من هم قرار گرفته است. چرا که معتقدم منتخبین بر اساس رای همشهریانم منتخب شده اند و من به رای همشهریانم احترام می گذارم. اگر انتخاب براساس روش نادرستی بوده است، باید ثابت می شد و چون در جریان روال قانونی، ثابت نشده است، پس ادعای تخلف، رد می شود.

من کسانی را که بهشان رای داده ام و رای هم آورده اند، ( محمداکرم، محمدرحیم و حاجی جلال را ) هنوز شایسته شورائی می دانم و برای حضورشان در شورا تلاش می کنم. از عزیزانی هم که سعی می کنند من را در مخالفت یا ضدیت منتخبین خودم و بخصوص دوست و همکلاسی سابق خودم، شهردار به تصویر بکشند، گلایه دارم. طرفدار سرسخت شهردار هستم اما به طریق منطقی و نه احساسی.

سر جمع، هرگز و هرگز راضی به انحلال شورا نیستم و برای حفظ آن اصرار دارم. دلیلم فکر کردن به سوالی است که از شما نیز می پرسم:

به نظر شما، با انحلال شورا کدام امر محقق می شود:

الف) رسیدن جوانان به زمین، تامین آب شهر، رفع مشکل قنات، زیبائی شهر، حل مشکلات اداری شهروندان و ...؟

یا

ب) به زانو درآوردن رقیب به دلیل حس نفرت و کینه شخصی؟

می دانم که انحلال شورا هرگز به نفع شهر نیست بلکه آینده شهر را بدلیل مسائل شخصی، به تاریکی و عدم شفافیت می کشاند.

                                                                 برادرتان، تاج بخش     هفتم شهریور 96

تاج بخش
پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
23:14
درحال بارگذاری..

تحلیل شماره 6 شورای اسلامی شهر گشت/ تاج بخش حسین بر

بنا به رای مردم، پنج نفر شورای اسلامی شهر گشت انتخاب شدند و تا یک ماه دیگر شروع به کار می کنند.

انتظار برای شروع به کار این شورا، برای مردم گشت همراه با دغدغه بوده است.

حرف ها و اقدامات جناح اول و دوم، مستقیما در جهت تنش و ملتهب کننده اوضاع است.

چرا اوضاع بعد از انتخابات بهم ریخته به نظر می رسد؟

آیا این بهم ریختگی، عادی است یا برنامه ریزی شده؟

  • ·       شورای فعلی و گروه محمد اکرم از قبل از انتخابات و با پخش اعلامیه ای موضع کناره گیری خودشان را برجسته کرده اند. از روز انتخابات هم با ناسالم خواندن نتیجه آراء به نشانه اعتراض، درصدد انصراف از شورائی، برآمدند و تا به امروز برجسته ترین نظرشان استعفاء و انصراف است.

آیا این یک تصمیم منطقی، واقعی و نهائی است یا یک استراتژی برنامه ریزی شده؟

  • ·       در این بین، جناح دوم و در راس آنها حاجی جلال، با پیش افتادن در حرکت و با کیش دادن های مداوم باوجود اینکه برنامه کناره گیری جناح اول را می داند، اوضاع را آشفته تر می کند.

این اقدامات حاجی جلال، عادی است یا به نوعی مدیریت شده؟

  • ·       اوضاع گشت، ظاهرا دو قطبی شده و متشنج است.

آیا این حالت، نشان از آینده تاریک و بحرانی دارد یا کاملا طبیعی است؟

من می خواهم تحلیل شخصی خودم را در روزهای آخر تیرماه با پاسخ گوئی به این سوالات و سوالات دیگری که به این پرسش ها ارتباط دارد، ارائه بدهم.

  • ·       سوال مهم این است که آیا شورا می تواند منحل بشود؟

این سوال را با سوال پاسخ می دهم.

آیا به نظر شما، عضو شورائی که اصلا منتصب نشده است، می تواند استعفاء کند؟

استعفاء از چه چیزی  و از کدام سمتی که تا کنون در آن رسمیت نیافته؟

این استعفا با طی کردن چه فرایندی امکان دارد؟

استعفاء با موافقت کدامیک از اعضای شورای آینده می تواند در پروسه اداری قرار گیرد؟

بالفرض که شورای جدید، شکل گرفته باشد، آیا حاجی جلال، مراد و حاجی بختیار با استعفاء موافقت می کنند؟

یا جریان استعفای محمدرفیع و تعلیق دوساله آن اتفاق خواهد افتاد یا مانند استعفای محسن، هزینه اش پرداخت می شود؟

کدامیک از محمداکرم و محمدرحیم جلوتر استعفاء می کنند؟ به نظرتان محمداکرم یا محمدرحیم؟ این مساله خیلی مهم است و در هر حالت یک جو متفاوت حاکم خواهد شد.

آیا با آمدن عضو علی البدل یعنی بهروز، اوضاع به همین شکل می ماند؟ با آمدن بقیه علی البدل ها چه؟

آنچه از روال قانونی استعفاء، مشخص است، این مساله یک پروسه ای دارد که می تواند در مقاطع مختلف از جانب جناح دوم قفل شود. بنابراین مساله استعفاء و انصراف به سادگی انجام نمی گیرد. بخصوص الان که شورای آینده به صورت رسمی تشکیل نشده است.

  • ·       جریان ادامه کار شهردار چگونه است؟

معمولا فعالیت شهردار با اختتام کار شورا، پایان می یابد. ادامه فعالیتش منوط به پیشنهاد دوباره و طی شدن مراحل اداری و اخذ تائیدیه های مجدد است.

اما آیا با وجود پیشنهاد دوباره، تائیدیه های لازم برای شهردار، اخذ خواهند شد؟

 این تائیدیه ها، از ارگان های مستقل صادر خواهند شد که هر کدام، معیارهای خاص خود را دارند.

بحث بر سر اینست که اگر شورا بعد از طی مراحل نه چندان آسان، منحل شود، شهردار می تواند به کارش ادامه بدهد. آیا جناح اول م خواهد خودش را قربانی شهردار بکند؟

و سوال اینست که شهردار به تنهائی به چه موفقیت هائی دست پیدا می کند که ارزششان از موفقیت های پنج نفر شورا و نادیده گرفتن رای مردم بیشتر است؟

آیا این یک تصمیم انتقام جویانه از جانب جناح اول نیست که همه رای دهندگان قبل از انتخابات تذکر داده بودند؟

  • ·       در هرحال به نظر می رسد:

 اولا؛ بحث انحلال شورا، یک مانور مرکزی و گسترده برای مدیریت اوضاع قبل از شروع به کار شورای جدید است. دوما؛ اگر این مساله جدی هم باشد، شاید یک نوع شانه خالی کردن از مسولیت با حفظ رضایت هواداران است.

یعنی قانع کردن هواداران با این منطق: « ما بخاطر حفظ وحدت و حفظ آرامش شهر فداکاری کردیم و محترمانه به نفع هوادارانمان و شهردار فعال کنار می رویم!»

یعنی: « ما کنار می رویم چون نمی گذارند کارهای ناتمامی را برای گشت انجام بدهیم که در این دوره قطعا نتیجه بخش بود.»

پس کنار رفتن به نفع جناح اول است. چون در اوج محبوبیت با منطقی روشنفکرانه و در تقابل با افراد بی منطق و کوته فکر، از معرکه بغرنج، موفق خارج می شوند. درحالیکه هوادارانشان معترض نیستند.

مساله دیگر در این جناح، جایگاه شهردار است. آیا شهردار بخاطر عملکردش باید بماند یا بخاطر اینکه تعادل سه به سه حفظ شود؟

به نظر می رسد، دلیل دوم برجسته تر باشد. اما چه کسی از جناح اول بیشتر تمایل دارد، شهردار باقی بماند؟!

محمداکرم؟ محمد رحیم؟ خود شهردار؟ یا گروهی از هواداران؟

مسلم است که نقش افراد پشت صحنه پر رنگ تر است. چرا که حذف شهردار می تواند موجب شود که محمداکرم و محمدرحیم به سمت انسجام شورا، متمایل شوند. بخصوص اگر شهردار بعدی فردی باتجربه و بیرونی باشد که در کارش مستقل عمل بکند.

مساله دیگر در خصوص جناح اول، اینست که افراد پشت پرده، درحال تدارک یک اپوزیسیون برعلیه قدرت غالب و حال حاضر شهر هستند. مدیریت B در مقابل مدیریت غالب A . و این وسط محمداکرم و محمدرحیم یا در جهت این هدف به عنوان سرمستر عمل می کنند یا به بازی گرفته شده اند.

برای دانستن این مساله، دقت در جریان توهین به شهردار و درمحمد، ( که به طرز ویژه ای در شهر داغ شد.)، جلسات خصوصی و نحوه عمل لیدرهای فضای مجازی و واقعی، می تواند اوضاع را روشن کند.

# برای من و خیلی از همشهریانی که به محمدرحیم رای داده اند، موضع محمدرحیم قابل هضم نیست. چرا که محمد رحیم، می توانست کاملا متفاوت با هر دو جناح عمل کند و از جمله اعضائی باشد که مردم به عنوان عوامل برون رفت از معضل دو قطبی شدن، به آنها رای داده بودند.

محمدرحیم در یک شرایط متفاوت با آنچه پیش بینی کرده بود قرار گرفت. موضع ایشان اگر اعضای دیگری بجای مراد و حاجی بختیار می آمدند، تغییر می کرد. اما حالا خودش را به یکی از جریانات دو قطبی سپرده است.

درحالیکه می توانست مستقل عمل کند و روش سومی را که راه برون رفت از این تنگناهاست، کشف کند.

سرجمع جمله ای که می توانم برای جناح اول به صورت جمله ای لایه دار عنوان کنم اینست که:

« در حال حاضر، این گذشته است که بر حال مدیریت می کند.»

  • ·       موضع جناح دوم و تحلیل آن برخلاف آنچه به نظر می رسد، کمی سخت است.

مراد و حاجی بختیار از آن نظر که چشم بسته موافق همیشگی نظر حاجی جلال هستند، آینده را قابل پیش بینی کرده اند.

اینکه آینده قابل پیش بینی باشد، خوب است اما عیب های اساسی هم دارد و در اینجا عیب های اساسی، زیادی اساسی است!

در شورائی که پنج نفره است و سه نفر همیشه و بی دلیل یک رای مشابه دارند، کار سخت است.

یعنی جلسات، از موضع مشورتی خارج شده و حالت فرمالیته به خود می گیرند. یعنی صرفا یک کاغذ بازی محض.

چرا چنین است؟

اساس این موافقت همیشگی، بر انتقام بنا شده است. این موضع گیری ثابت قابل پیش بینی، مشکل اصلی و عامل نگرانی و نفرت از جناح دوم است.

اگر بجای مراد و حاجی جلال دو نفر دیگر یا حتی یک نفر دیگر می آمد، اوضاع به کلی تغییر می کرد.

مساله دیگر در جناح دوم، در اختیار نداشتن فضای مجازی است. این مساله باعث شده است که آنها برای ارائه نظرات خود، فرصت تحلیل بیشتری داشته باشند و نیز به دنبال تریبون های واقعی برای بیان موضع خود باشند.

یعنی حاجی جلال و گروهش یک قدم جلو افتاده اند. آنها فضای مجازی را در هرحال رصد می کنند ولی بلافاصله نمی توانند پاسخ بدهند. به همین دلیل فرصت تحلیل خبرها را در جمع های خود دارند. بعد از آن دنبال موقعیت مناسب می گردند که بیان موضع بکنند.

البته حاجی جلال، غیرمستقیم و در لفافه پاسخ های خودش را از پشت تریبون هایی که بدست می گیرد، به جناح اول می دهد.

این غیرمستقیم حرف زدن، او را از خیلی از ضربه ها، مصون نگه می دارد. برای همین است که حاجی جلالی که طاقت کمی در قبال بحث و جدل ها دارد، صبوری می کند.

و البته همین روش رودرو اما غیرمستقیم حرف زدن او، مساله ای است که اوضاع رو به عادی شدن را بهم می ریزد.

چرا حاجی جلال باوجود اینکه می داند، موضع جناح اول به سمت استعفاء و انحلال است، هرازچندگاهی اقدام به چنین کنش هائی می کند؟

به نظر می رسد که دو دلیل داشته باشد:

یکی اینکه حاجی جلال می خواهد، تا شروع به کار شورای جدید، زمان باقی مانده را با برهم زدن تمرکز جناح اول، مدیریت کند. یعنی وقت کشی ساده.

یا اینکه حاجی جلال هم، از انحلال شورا نفع می برد.

نفع حاجی جلال متفاوت با نفع جناح اول است. حاجی جلال می داند که اگر شورا منحل شود، جناح اول بصورت رسمی و با خواست خودشان به مدت چهار سال از صحنه مستقیم کنار خواهند رفت.

و چون اساس جناح اول بر شفافیت و کار در فضای مجازی بوده است که مهمترین اهرم های کاری در مقابل روش ناآشکار جناح دوم هستند، با انحلال شورا، این روش نیز از بین می رود.

یعنی حاجی جلال به تنهائی با استفاده از نفوذ و حضوری که درهرحال در ادارات دارد، یکه تازی خواهد کرد و بدون آنکه کسی از کارهایش سردربیاورد، جریان غیررسمی و مرموز تسلط بر فعالیتهای گشت را راه اندازی و مدیریت می کند.

یعنی یک حاشیه امنیت با مدیریتی شبیه روش سنتی قبل و در ابهام کامل.

# درمجموع به دو دلیل حاجی جلال تمایل قلبی به انحلال ندارد: اول؛ وجود شورا رسمیت و عزت بیشتری برای او و گشت به همراه دارد. دوم؛ اگر شورا شکل بگیرد باز هم رای اکثریت متعلق به نفع ایده های اوست.

حاجی جلال ذاتا یا با آگاهی، مدتیست که حرفه ای عمل می کند.

افتتاح ستاد، ایجاد فضای گفتگو و پرسش و پاسخ، شام شب آخر تبلیغات، برقراری جلسه آشتی مسجد واجه همراه با شام و سخنرانی در عیدگاه و نوع صحبت هایش به عقیده من در جهت تلاش برای کسب قدرت است.

ایشان می داند که وارد عرصه ای شده است که جنبه سیاسی دارد و سیاست تلاش برای بدست آوردن قدرت است و او برای این کار اقدامات لازم را انجام می دهد.

حتی حضور دو عضو منفعل همراهش، به نفع مسلم او هستند. هرچند که به نفع شهر نباشند.

  • ·       چه کسی رئیس شورای آینده می شود؟

# برای حاجی جلال، بدست اوردن کرسی ریاست آرزو نیست. یعنی اگر او رئیس هم نشود، باز تغییر مهمی در سیاست هایش ایجاد نمی شود اما اینکه ریاست شورا به چه کسی برسد، به شدت برایش مهم است. مثلا هرگز اجازه نمی دهد محمداکرم رئیس بشود.

# همچنین حاجی جلال، همان طور که از اقدامات اخیرش پیداست، حتی اجازه اظهار نظر به دو عضو همراهش را نمی دهد، چه برسد به اینکه جلسه ای در شورای آینده شکل بگیرد و تصمیمات به رای گذاشته شود و تصمیمی رای بیاورد که خلاف تک نظر او باشد.

حاجی جلال اعتقاد قلبی و مسلم دارد که حلال تمام مشکلات گشت است و اگر گشت در مسیر برنامه های او پیش نرود، سیاه روزی و نکبت نصیب گشت می شود.

این موضع اساس ایراد او در یک جامعه مردم سالار است و سیاستی است که خود او براساس آن به قدرت رسیده است. و اساس موضع گیری مخالفانش است. همچنین که نام و اساسنامه شورا بر مشورت و احترام به نظرات جمع بسته شده است.

یعنی کل سیاست قدرت طلبی حاجی جلال با شورائی مغایرت دارد.

* * *

در یک جمع بندی ساده، می شود گفت که فعلا موضع هر دو گروه از یک نظر درست و از یک نظر نادرست است.

درست است، چون در جهت حفظ اعتبار خود تلاش منطقی ای از منظر سیاست انجام می دهند و اشتباه است چون جایگاه شورائی گشت نیازمند این همه سیاست بازی نیست و همچنین گنجایش و آستانه صبر و حوصله مردم برای رفتارها و کنش و واکنش های اعصاب خرد کن این دو گروه، کم است.

مردم عادی بارها اعلام کرده اند که اتحاد و انسجام شورا را می خواهند و گروه روشنفکر گشت نیز با قبول دو قطبی شدن شورای آینده، طرفدار دیالکتیک مفید بین آنها برای رشد شهر هستند.

* * *

* برای گذر از این مرحله چکار باید کرد؟

v    جناح اول باید از این موضع خود که وانمود می کند هرگز، شیوه عمل حاجی جلال را پیش بینی نمی کرده و کاملا وعده های انتخاباتی حاجی جلال را مبنی بر اتحاد، باور کرده اند، خارج شده و موضع قبول حاجی جلال را با این ویژگی هایش، اتخاذ کنند و برای تسلط بر کار شورا، از طریق پر رنگ کردن روش های قانونی اتخاذ تصمیم و کمرنگ کردن تصمیم گیری های شخصی اقدام بکنند.

مسلم است که این کار یک تلاش مضاعف می خواهد. انتظار مردمف تحمل این تلاش از جانب جناح اول است.

محمدرحیم باید موضع خودش را در جایگاه سومی قرار دهد. محمدرحیم باید بداند که حضور او با حضور مثلا محمدکریم متفاوت باید باشد. الان محمدرحیم طوری عمل می کند که اگر هر کدام از اعضای دیگر ائتلافشان می آمد همین کار را می کرد. این موضع گیری اگرچه احساسی است و رضایت هم جناحی هایش را به دنبال دارد اما بر نظر مردمی که به دلایل دیگر به او رای داده اند تاثیر منفی می گذارد.

اعتقاد مردم گشت اینست که محمدرحیم باتوجه به جایگاهش در سراوان و با توجه به ارتباط های مستقل و جدیدی که می تواند با مسؤلین برقرار کند، راه سوم را پیشنهاد بدهد. نه اینکه در همین بن بست اول و دوم، منفعل بماند.

همچنین دو عضو منتخب جناح اول باید خودشان را از قید و بند شرایط و حوادث قدیم و افراد مغرضی که اهداف فراتر از جریان شورائی دارند و مقاصد شخصیشان مشخص است، وابکَنند و با یک تغییر استراتژی جدید با پررنگ کردن نقش مدیریتی خودشان وارد مرحله اصلی کار یعنی ورود به شورای جدید بشوند.

شهردار، نباید به عنوان خط قرمز این جناح معرفی شود. چرا که این خط قرمز پاک شدنی است.

خط قرمز باید موفقیت شهرداری عنوان شود که پاک شدنی نیست.

v    جناح دوم، بنا به شرایط یک قدم جلو افتاده است. یعنی چون در دوره قبل شورا نبوده، در مظان اتهام کمتری است و آزادی فراغ بال بیشتری در دادن وعده دارد. همچنین شخصیت تند حاجی جلال اینگونه است که در حالت تندی، برخلاف تصور تمرکز بیشتری بر نوع رفتارهای مختص به خود دارد. این نوع برخورد اگرچه به نفع اوست اما باید بداند که این نمونه کار به هیچ وجه مورد قبول تفکر غالب شهر نیست.

حاجی جلال نمی خواهند قبول بکنند که دیگران هم می فهمند. « دیگران می فهمند و دیگران حق دارند موضع مخالف داشته باشند». این مساله را باید جناح دوم عمیقا درک کند.

 ایشان باید قبول بکند که شهر متعلق به همه است.

درمورد مراد و حاجی بختیار، کاش این عزیزان اختیار عمل بیشتری می داشتند تا بهشان نکاتی را که به محمدرحیم پیشنهاد دادیم، پیشنهاد می دادیم.

جناح دوم هم باید خودش را از گذشته وابکَند. این جناح، قطعا همان جناح شورای سابق نیست. حتی شورای سابق در خیلی از موارد ممکن است عملکرد اینها را قبول نداشته باشد. بنابراین لازم است این جناح هم، موضع جدیدی اتخاذ کند.

جناح دوم باید قبول کند که دو عضو فرهنگی و صاحب نظر و آگاه به مسائل شورائی و قوانین در کنار خود دارد که هرگز تسلیم خواسته های شخصی آنها نمی شوند و قدرت مانور زیادی در فضای مجازی دارند و ویژگی شان شفافیت کاری است.

این روش کاری جناح اول، روش مورد قبول مردم شهر و روش جدید فعالان اجتماعی است. نمی شود این روش را مردود دانست. جناح دوم باید با قبول قلبی این روش وارد شورای آینده بشود.

این جناح مجبور است یک پایگاه خبری داشته باشد. مردم حق دارند که حرفهای آنها را از یک منبع موثق بشنوند. کار در خفا و یا حضور ناگهانی پشت تریبون های موقتی یا داشتن این اعتقاد که ما بدون هیچ توضیحی بهترین هستیم، در زمان کنونی قابل قبول نیست.

■■□■■

در نهایت ما مردم شهر باید به کل این جریانات خوش بین باشیم. گشت و شورای گشت مسیر مثبتی را طی می کند؛ این شورائی شکل بگیرد یا نگیرد؛ شهردار تغییر بکند یا نکند؛ بحث ها و جدل ها کاهش پیدا بکند یا نکند؛ درهرحال مسیر به سمت جدیدی می رود که حاوی تجارب ارزشمند و جدیدی برای ماهاست.

برای ما مسلم شده است که برادری و خویشاوندی، قدرت برتری است که همیشه بر گشت حاکم بوده است.

تاج بخش
پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
23:11
درحال بارگذاری..

تحلیل شماره 5 از شورای اسلامی شهر گشت / تاج بخش حسین بر

ابتدا به مردم گشت به دلیل برگزاری تبلیغاتی فعال و متفاوت که در نوع فعالیت اجتماعی شان، نقطه عطفی ایجاد کرد، تبریک می گویم.

به عنوان یک گشتی، بخاطر حضور پرشور و حتی بالای صد درصدی مردم شهرمان در انتخابات که کمک به تقویت عزت و امنیت کشورعزیزمان است، احساس غرور می کنم.

به برگزیدگان، تبرک ویژه عرض می کنم و برای دوستانی که جزء منتخبین گروه اکثریت نبودند، آرزوی موفقیت در مراحل مختلف زندگی شان دارم.

پیش بینی من از انتخابات به اینصورت بود که محمداکرم و حاجی جلال با کسب 65 تا 70 درصدی آراء، حاجی بختیار با 45 تا 50 درصد و بقیه با حدود 20 درصد آراء باهم رقابت خواهند کرد.

من برای مراد پیش بینی درستی نکرده بودم و شانس افرادی مانند محمد رحیم، غلامرضا و محمدشریف را بالاتر از بقیه می دیدم.

سه نفری که من و بقیه مردم حدس زده بودند، با نتیجه ای نزدیک به پیش بینی انتخاب شدند، بقیه منطبق بر پیش بینی کلی یعنی رقابت در حد نزدیک هم بودند اما نامهایشان منطبق بر افراد پیش بینی شده، نبودند.

آنچه حاصل شده است: حاجی جلال 1083، محمداکرم 1066، حاجی بختیار 975، مرادمحمد 628، محمدرحیم 623، محسن 611، بهروز 567 و ... .

بررسی آراء ظاهرا نشان دهنده چند چیز است:

-       سیاست و شامه سیاسی داشتن بر روراستی ارجحیت داشت. (مثال حاجی جلال)

مانورهای تبلیغاتی و استفاده از تمام ظرفیت های تبلیغات از جانب حاجی جلال و ائتلافش نشان داد که سیاست برتر است.

همچنین روش کاری ( و نه خود کارها) شورای قدیم هنوز به نظر می رسد، مورد قبول تعداد زیادی از مردم گشت باشد.

-       اتحاد قومی و انسجام طائفه ای هنوز در انتخابات تاثیر گذار است. ( مثال حاجی بختیار)

دلیل این امر حائز اهمیت است. مردم هنوز معتقدند که از جانب منتخبین خود در شورا برای حل مشکلاتشان بهتر دیده می شوند.

-       اخلاق و نوع برخورد  و پاسخگو بودن اعضای شورا، قاطعانه بر حتی جدیت کاری پیروز است. ( مثال اخلاق محمد اکرم )

-       مردم خواهان کسی هستند که اولا به نیازهای اساسی شان بپردازد و نه نیازهای در اولویت های بعدی، دوما برای رفع نیازشان قول قاطعانه بدهد و نه اینکه موانع را توضیح دهد. (مثال نیازها و قول های مربوط به زمین و آب از جانب ائتلاف امید جوانان)

-       ائتلاف منسجم و حساب شده، بر ائتلاف هایی که براساس رودربایستی یا اجبار یا غرائض شخصی تشکیل شده بودند، برتری پیدا کرد.

-       حرکت محمد شریف حسین بر برای انصراف زیرکانه بود. اما معلوم نیست که در نهایت به نفع شخص او خواهد بود یا نه.

-       ائتلاف دوباره امید، اگر از افراد برجسته ای تشکیل می شد، شانس بهتری داشت. مانند محمد رحیم که چون برجسته بود، باوجود اولین تجربه اش، رای آورد.

-       بهروز در ائتلاف امید جوانان، هم رای داد و هم رای گرفت. در مجموع نه فایده کرد و نه ضرر و هم فایده کرد و هم ضرر.

-       برنامه ریزی های برخی از افراد که مدعی بودند در خفا قوی عمل کرده اند و نیازی به سخنرانی یا بیان برنامه ها ندارند، کار دستشان داد!

-       شکست مطلق بی برنامگی، بی سیاستی، رودربایستی، سرگردانی و استفاده نکردن درست از ظرفیت ها را در ائتلاف اعتدال شاهد بودیم.

-       نکته جالب رای های مشترک به حاجی جلال و محمداکرم بود.

این رای ها حاوی پیام مهمی از جانب بعضی از گشتی ها به نامزدها و اعضای آینده شورا هستند.

-       مرادمحمد آرام و بی سر وصدا از چالش ها و بیان برنامه ها به دور ماند و از این بابت فایده کرد. این اگر از سیاستش بوده که عالیست و اگر از ضعف و غفلت پرسش کننده ها بوده که این غفلت قابل بحث است. باید گفت، مراد برنده اصلی آراء ائتلاف امید جوانان بود!

-       معلوم شد که نامزدهای دیگر هم در گشت آراء قابل توجهی دارند.

-       همچنان چهره های جدید در زمان انتخابات در گشت دیده می شدند.

-       ترکیب اعضای صندوق در یکی از شعب، بعضی از نامزدها را حساس کرده بود.

این گونه موارد باید در انتخابات بعدی مدنظر ویژه مسؤلین محترم باشد.

-       سابقه اشخاص در مردم داری مهم بود. مردم داری برای دریافت رای در هنگام تبلیغات کم نتیجه است.

-       ...

***

و اما اوضاع بعد از شروع به کار این شورا به چه سمت و سوئی می تواند پیش برود؟

 ترکیب 3 به 2 اعضاء از دو ائتلاف مخالف، می تواند هم نگران کننده و هم مفید باشد. ( کاش 2 به 2 می بود.)

اگر گروه برتر، فرانچی بازی دربیاورند. شورا رو به نابودی می رود.

اگر اعضای اقلیت، استعفاء کنند یا قهر کنند یا ننه من غریبم بازی دربیاورند، شورا رو به نابودی می رود.

اگر اهداف شخصی و انتقام ها و کینه ها برجسته شوند، شورا نابود می شود.

 اما اگر شهردار در سمت خود ابقاء شود، تا حدودی توازن در شورا و شهرداری برقرار می شود.

اگر محمدرحیم و محمد اکرم از ظرفیت مردم و جوانان و از ظرفیت شفاف سازی و ارائه گزارش به مردم استفاده کنند، به نوعی مشکل اقلیت را جبران خواهند کرد.

اگر از نظر سایر نامزدها که رای برتر نیاوردند و بخصوص ریش سفیدان و شیخ الحدیث عزیز استفاده شود، شورا از آسیب به دور خواهد ماند.

اگر اعضای برتر تجارب و روش کاری و نفوذ خود را به اقلیت آموزش دهند و اعضای اقلیت، قانون مداری و شفافیتشان را به گروه برتر یاد بدهند، و هردو گروه تبادل روش داشته و از ظرفیتهای خود به نفع کل شورا و شهر استفاده نمایند، شورای فوق العاده قوی ای خواهیم داشت.

اما نقش شهردار این وسط سرنوشت ساز است. اگر شهردار بی دلیل حذف شود، اتحاد در شورا و شهر خدشه دار می شود.

در نهایت آنچه از اعضای محترم شورای آینده انتظار می رود اینست که

 اولا، مردم نشان داده اند که به هیچ وجه اختلاف و تسویه حساب شخصی نمی خواهند و از این جریانات منفی خسته شده اند.

دوما، محمدرحیم باید قوی تر و مستقل تر عمل کند. محمداکرم باید ثابت کند که خود شایسته این رای بوده است. حاجی جلال باید بداند که مردم به دلیل قول هایش به او رای داده اند. مرادمحمد باید سابقه روشن و قوی ای از خود به نمایش بگذارد. حاجی بختیار باید قاطعیت خود را بیشتر و پر رنگ تر کند.

***

آنچه شهر ما در مدت تبلیغات دید، حضور فعال جوانان در عرصه انتخاب درست بود. این حضور و این روش نباید متوقف شود. ایده های جوانان و سوالاتشان مهم و اساسی بود. جوانان پاسخگو بودن نامزده ها را دوست داشتند و پاسخگو بودن اعضای شورا و مسؤلین را بیشتر دوست خواهند داشت.

تاج بخش
پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
23:8
درحال بارگذاری..

تحلیل شماره 4 از انتخابات شورای اسلامی شهر گشت / تاج بخش حسین بر

تحلیل شماره 4 را طولانی و مفصل به دو بحث مهم اختصاص می دهم.

الف) در گشت در زمان انتخابات چه اتفاق مهمی افتاد؟

ب) آیا نتیجه انتخابات نگران کننده است؟

 

الف) گشت باوجود اینکه ورودی شهر سراوان است؛ نام و نشان ویژه ای دارد؛ نخبگان زیادی دارد و باوجود همه ظرفیت های دیگر، اما محیط بسته ای است.

شهرهای زیادی وجود دارند که محیط بسته روستائی یا شهری داشته باشند اما بسته بودن گشت یک تفاوت اساسی با جای دیگر دارد. گشت اجتماعی است از مردمی فوق العاده مستعد که در این محیط بسته مدت زیادی است که هوش شان نادیده گرفته شده است.

محیط می تواند بسته باشد اما هوش نابود نمی شود. بلکه در مسیری دیگر، فعال و درگیر می شود. اگر این مسیر مدیریت نشود، هوش آزادانه و پراکنده و بی برنامه عمل می کند. در گشت هوش در جمع های کوچک دوستانه برای مسائل بی اهمیت مانند به بازی گرفتن دوستان و افرادی خاص و یا برای گیر دادن و مقابله با هم در سطحی بسیار نازل به کار گرفته شده است.

بنابراین گشت مجموعه ای است از اذهان فعال و درگیر. اذهانی که مدتهاست در این حالت بی اهمیت مانده اند و این وضع از نظر مردم عادی است.

انتخابات در گشت در دوره های قبل بصورت سنتی برگزار می شده است. یعنی کسی که رای می خواسته، صرفا به لحاظ نسبت فامیلی از قومش درخواست حمایت داشته است.

در عملکرد شورا نیز مردم ممکن بود، از مسائلی ناراحت بشوند اما در مجموع فکر می کردند که اینگونه مسائل عادی و غیرقابل پیگیری و بررسی است.

در دوره قبل، انتخابات به شکلی دیگر اتفاق افتاد. گروهی از جوانان، اعتراض هایی را که در بین مردم بصورت پراکنده وجود داشت، سامان دهی کرده و در قالب یک حق مسلم گشتی ها که از جانب اعضای شورا تضییع شده بود، براساس مجموعه سخنرانی های روشنگرانه و معترضانه مطرح نمودند.

یعنی این گروه کوچک، فرصتی پیدا کردند تا ذهنیات خود را برای هدفی مشخص، بزرگ تر و مهم تر در سطح جامعه به کار گیرند.

 اما چون این مساله، یک طرفه بود، مردم مخاطب هنوز در همان حالت دست و پای بسته فکری قرار داشتند و هنری که کردند همان رای دادن به نفع این گروه بود.

نتیجه این عمل این شد که یک تعداد از گشتی های با استعداد، از فکرشان بصورت دسته جمعی فایده مهمی بردند.

این مساله، یک الگوی جدید برای دیگر گشتی ها ایجاد کرد.

در دوره شورائی گروه فعلی، نوع فعالیتها و بعضا ارائه گزارش های متنی – تصویری شان در فضای مجازی، خاطره مجموعه سخنرانی های روشنگرانه و وعده های انتخاباتیشان و نیز موضع گیری هسته اصلی شورای قدیم که در قالب مجموعه سخنان روشنگرانه همه جا ارائه می شد، کمک کرد که مردم به سمت نوعی آگاهی از وضعیت موجود دست پیدا کنند.

بنابراین شاهد اعتراض هائی در گوشه و کنار، در فضاهای مجازی و واقعی، از جانب مردم بودیم که پیگیر حق خود بودند.

در انتخابات این دوره، چون شورای فعلی خود بر کرسی شورائی نشسته بود، صلاح نمی دید که مانند سال قبل سخنان روشنگرانه ارائه دهد. روش قدیم نیز با آگاهی های نسبی مردم، منسوخ شده بود. درنتیجه مردم نیازمند روش جدیدی بودند.

این فرصت می رفت که شکل بگیرد.

 عضو پیگیر شورای قدیم، خواهان فرصتی برای روشنگری بود و نامزدهای جدید، خواهان فرصتی برای ابراز وجود.

افکار بسته مردم شهر، آزاد اما سرگردان بود. بنابراین احساس می شد که جریانی خاص شکل بگیرد.

جریانی که در آن نه نامزدها بلکه افکار آزاد شده مردم بخصوص جوانان، فرصتی برای جمع و جور شدن و هدایت پیدا کند.

برای این کار، لازم بود که نامزدها بخصوص شورای قدیم و جدید، و هر کس دیگر که به نوعی اطلاعاتی دارد، اطلاعات و داده های اولیه ارائه بدهد و اوضاع کلی شهر، روشن و شفاف شود.

این کار محقق نمی شد جز در فضائی خاص به نام ستاد انتخاباتی. خواسته مردم در فضای مجازی به این سمت هدایت می شد و مجموعه تحلیل هائی که ارائه می شد، افکار سرگردان را به سمت واقعیات و روشن تر شدن اوضاع سوق می داد.

ستادها شکل گرفت و سخنرانی های روشنگرانه در فضای مجازی و در ستادها انجام شد.

برنامه ریزی جلسات پرسش و پاسخ کمک کرد که به کوچکترین ابهامات نیز پرداخته شود. جوانان مستعد و هوشمند فرصتی پیدا کردند که از هوش خود در جهت هدفی بزرگتر، مهمتر و منسجم تر استفاده نمایند.

سر آخر این جریان کلی اینگونه شد که مردم به یک آگاهی دست پیدا کردند. آگاهی برای تشخیص افراد برتر.

اهم دلایل برای این ادعای آگاهی عبارتند از:

 

حضور پرشور جوانان در ستادها، بررسی جدی سوالات و تحلیل ها و واکنش نسبت به آن ها، تجزیه و تحلیل و سبک و سنگین کردن اوضاع انتخاباتی در فضای واقعی و مجازی، نیاز همه نامزدها به تشکیل ائتلاف و ستاد، احساس وظیفه نامزدها برای پاسخگوئی منطقی و صبورانه به پرسش ها، اعتراض مردم به پرسش کننده های مغرض، خواسته مردم برای ارائه پرسش های مهم و تعیین کننده و نه الکی، حضور جوانان و میانسال ها در ستادهای مختلف برای شنیدن حرف ها، حضور مردم در ستاد ها تا پایان جلسات و تا پاسی از شب و مهمتر از همه بحث های داغ مردم بین خود و ...

***

نتیجه بخش اول تحلیل این بود که مردم گشت یک برنامه موفق تبلیغاتی را به نفع جهت دهی ذهن و افزایش آگاهی خود شکل دادند.

***

ب) مردم به آگاهی رسیده بودند و این آگاهی یک مساله را برای مردم واضح و مسلم کرد. اینکه هیچ ائتلافی بصورت کامل افراد برتر در خود ندارد و نامزدهای توانمند، در ائتلاف های گوناگون پخش شده اند. بنابراین نیازی نیست که به این خواسته ائتلاف ها تن داده و به همه افراد آن ائتلاف رای بدهند.

نامزدهای رده های پائین تا امروز نتوانسته اند از فرصت تبلیغات برای اثبات توانائی خود استفاده کنند یا واقعا ناتوان هستند. در هرحال خیلی از نامزدها، باوجود عضویت در گروههای قوی باز از نظر مردم رد شده اند.

تا به امروز، اکثریت مردم به این نتیجه رسیده اند که بهترین ها را انتخاب خواهند کرد، اگرچه که این بهترین ها در ائتلاف های مختلف باشند.

اما این تصمیم یک نگرانی بزرگ را ایجاد کرده است. اینکه با حضور نمایندگانی از ائتلاف ها و گروههای مختلف در شورای آینده، جریان به چه شکل پیش خواهد رفت؟

عقیده من اینست که این مساله یک نگرانی غیرواقعی است. این نگرانی از جانب ائتلاف های اصلی مخالف هم، تقویت می شود و نه از جانب ائتلاف های بینابینی دیگر. اتفاقا ائتلاف های دیگر نگران این مساله نیستند.

هر ائتلافی دوست دارد که اعضای خودش رای بیاورند و برای این کار بر ذهن مردم اثر می گذارد و سعی دارد مردم را قانع کند که درصورت عدم رای دادن به همه اعضایش مشکلی پیش خواهد آمد.

واقعیت یک جامعه مدنی اینست که اگر شورای آینده از ترکیب گروههای مختلف شکل بگیرد، یک ترکیب منسجم و کاملا عادلانه اتفاق خواهد افتاد. یعنی هر جناحی نماینده ای در شورا دارد.

آیا این که هر گروهی نماینده ای داشته باشد، اساس یک شورای متوازن نیست؟

آیا اینکه یک گروه مخالف برای چهار سال کنار زده شود، تصمیم درستی است؟ آن هم در حالی که همه برای آبادانی و توسعه یک شهر تلاش می کنند و همه اهداف مشابهی دارند و همه فامیل هستند؟

من فکر می کنم که اتفاق خاصی نمیفتد چرا که انتخاب مردم از روی آگاهی و صرفا برای برگزیدن بهترین ها بوده است بصورتی کاملا منطقی و درست.

مهم تر از همه اینکه شوراهای آینده می دانند که اگر بخواهند در شورای انتخابی مردم بجای پرداختن به توسعه شهر به مسائل شخصی بپردازند، از نگاه مردم خائن به رای آنها شناخته خواهند شد.

 چون یکی از خواسته های مردم از نامزدها این بوده که دوست ندارند، کسی مانند دوره قبل با نظر شخصی قهر یا استعفاء بکند، مسلما شورا ازهم نخواهد پاشید.

و چون درخواست ویژه مردم از شورای آینده، ارائه گزارش و شفاف سازی مستمر است، به نظر می رسد که اعضای شورا نمی توانند خودسرانه و آزادانه تصمیم منفی بگیرند.

***

نتیجه بخش دوم تحلیل اینست که انتخاب گلچینی از بهترین ها، نگران کننده نخواهد بود.

***

مردم گشت در مسیر استفاده از هوش اجتماعیشان قرار گرفته اند و چون هوش ذهنی دارند، در صورت مدیریت صحیح همدیگر، رشد جهشی پیدا خواهند کرد.

 

تاج بخش
پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
23:7
درحال بارگذاری..

تحلیل شماره 3 از انتخابات شهر گشت/ تاج بخش حسین بر

چرا تا روز پنجم از تبلیغات، هنوز هیچ تریبونی حامل صدای رسائی از جانب هیچ یک از نامزدها نبوده است؟!

تحلیل شماره 3 خودم را بدون آنکه از بیرون و درمیان مردم پرس و جوئی بکنم، براساس ذهنیاتم ارائه می کنم.

سوال فوق محور تحلیلم است.

کسانی که باید سخنرانی می کردند را به چند گروه براساس ائتلاف یا استقلالشان بررسی می کنم:

 الف) نماینده ائتلاف امید جوانان.

چرا با حضور حاجی جلال کسی که بازنده اصلی دوره قبل بود و الان شخص اصلی جناح مخالف شورای فعلی است و همچنین دو فرد برجسته از نظر میزان تحصیلات و مسؤلیت یعنی محمدشریف حسین بر و فردی منطقی مانند بهروز حسین بر کسی لب به سخن نگشوده است؟

عقیده من اینست که حاجی جلال بصورت گسترده سخنرانی می کند اما نه پشت تریبون بلکه در محافلی خاص. این روش برای شخصی مانند حاجی جلال کاملا منطقی است. او می داند در صحبت هایش به چه مسائلی اشاره بکند. او به سه نکته اساسی که به نوعی قلق مردم است، اشاره می کند و براساس این سه نکته دارد یک به یک رای بدست می آورد.

قطعا نام ائتلاف امید جوانان براساس همین سه نکته اساسی انتخاب شده است. اعضای دیگر ائتلاف اگر به ارائه سخنرانی و بیان برنامه ها نپردازند، ابزاری بیش در دست هسته مرکزی و اصلی این ائتلاف نخواهند بود.

مهمترین شخصی که از این ائتلاف با سکوتش متضرر می شود، بهروز است. بهروز با بیان برنامه ها در هیچ جمعی ابائی ندارد. اما به نظر می رسد اعضای دیگر چنین فرصتی به او ندهند. چون ممکن است مرکزیت ائتلاف دچار از هم گسستگی شود.

اما محمد شریف از سکوت فایده می برد. چون او مانند سیاره ای نور خودش را از ستارگان می گیرد!

حاجی بختیار آراء قومش را با حضور در این ائتلاف به معامله ای سودآور بدل کرده است.

ب) ائتلاف امید و دوباره امید.

این ائتلاف امسال، یا، با سیاستی  محافظه کارانه تر، یا با سیاستی رادیکال تر پا به عرصه نهاده است!

کمی بی تجربگی یا سیاستی براساس تجربه زیاد. این را هنوز نمیدانم.

اینکه ائتلاف مانند دوره قبل، ترکیبی متوازن از نظر سنی، تحصیلات و بحث گشت علیا و سفلی و حتی متوازن از نظر خصلت فردی، ندارد، و اینکه محمداکرم به عنوان فردی میانه رو ترجیح داده است بخشهای مهمی از ترکیب قومی و علمی و سنی را در ائتلاف خود نادیده بگیرد، متهم به بی تجربگی است.

اما اینکه این گروه علنا و باصراحت بعضی افراد را در ائتلاف خود کنار زده است و از افرادی مانند محسن جانمحمدزهی و محمد کریم استفاده مجدد کرده و افراد جدیدی مانند محمدرحیم را که در فضای مجازی فعالانه عمل می کند، یا عبدالسلام که به نظر می رسد، فردی بی باک برای نزاع باشد، نشاندهنده رادیکال تر بودن ائتلاف و زرنگی محمداکرم است.

اما چرا کسی از این ائتلاف سخنرانی نمی کند؟

به دو دلیل عمده: اولا محمداکرم می داند که درهرحال رای دارد، بنابراین خیلی دغدغه ای از این بابت ندارد.

دوما این گروه قدرت ویژه ای برای فعالیت در فضای مجازی دارد. این گروه افرادی را در ائتلاف خود و در بین طرفدارانش دارد که قدرت حضور فعال نوشتاری در فضای مجازی دارند. برعکس گروه امید جوانان که در فضای واقعی فعالیت می کنند.

دلایل دیگر اینست که قدرت نویسندگی محمد اکرم از قدرت سخنوری اش برتری دارد. همچنین درمحمد فردی که در سخنوری برجسته بود، دیگر در گروه بصورت رسمی حاضر نیست.

( به عقیده من ایشان بعد از رد شدن، کمی آزرده خاطر شده بود. او که در مرکزیت فعالیتهای شورا بود و سپر بلاهای وارده بود، ناانصافانه از جانب مردم و مسؤلین رد صلاحیت، حذف شد.)

اما در مجموع همه افراد این گروه توانائی حضور در مناظره ای منطقی و درعین حال جنجالی را دارند.

ج) ائتلاف وحدت: این ائتلاف براساس منطق و حساب و کتاب خاصی تشکیل نشده است. اما به نظر می رسد که جواد حسین بر، می خواهد در این گروه خودش را برجسته نماید و از این شانس که مردم ممکن است، گلچین کنند، نفعی ببرد.

محمد یونس نیز شاید چنین برداشتی در ذهن داشته باشد. حسن روی ظرفیت افراد فامیل نزدیک و هم سن و سالانش حساب ویژه باز کرده است.

این ائتلاف نیازمند شدید به حمایت بزرگترهایشان است. به نظرم سخنرانی برای این گروه تاثیر خاصی نداشته باشد.

د) ائتلافی که هنوز اعلام نشده است اما می رود که شکل بگیرد، سه شخص مهم اما سرگردان و عصبی دارد. غلامرضا حسین بر، محمدشریف غمشادزهی و محمدرفیع حسین بر.

این گروه اسیر رودربایستی، عدم داشتن اعتماد بنفس و البته غرور اولیه خودشان بودند. من عقیده دارم این گروه شانس خوبی داشتند اما هنوز نمی دانند چگونه از شانس خود استفاده کنند.

به عنوان مثال اگر به این گروه بگوئید که ائتلاف شما ناهمگون و منجر به شکست است به شدت عصبی می شوند. اما اگر به موقع به خود بیایند با استفاده از توان سخنوری و قاطعیت، با استفاده از ظرفیت سنی و قومی و با استفاده از ظرفیت گشت سفلی شانس ابراز وجود دارند.

مشکل اصلی این گروه، خصلت تند غلامرضا، خصلت غیرجدی بودن محمد شریف و خصلیت عدم قاطعیت محمدرفیع است.

دراین گروه غلامرضا می تواند از سخنرانی فایده بیشتری ببرد. محمدشریف با همبستگی با جوانان و محمدرفیع با استفاده از ظرفیت فامیل نزدیک نفع می تواند ببرد.

اما اشخاص دیگر مانند حبیب الله، به نظر می رسد که صرفا برای معرفی بیشتر در این دوره حضور پیدا کرده و نمی خواهد از هیچ ظرفیتی استفاده کند.

محمد عمر نیز مستقل است اما از این استقلال مبهم چه نفعی می برد، معلوم نیست.

اما مناظره در این دوره می تواند غوغا بکند و منجر به درگیری شود.

ولی به طور کلی کسانی که از مناظره می توانند نفع ببرند، حاجی جلال و محمداکرم و کل گروهشان هستند.

درنهایت فکر می کنم که سخنرانی ها جریان فعلی را تغییر اساسی و منطقی تری بدهند. سخنرانی کمک می کند که مردم ائتلافی گلچین شده را که می توانست بهترین ائتلاف باشد، انتخاب کنند.

مردم در ستادها به سخنرانی ها بیشتر از چای و شیرینی اهمیت می دهند.

تاج بخش
پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
22:55
درحال بارگذاری..

تحلیل شماره 2 از انتخابات شورای اسلامی شهر گشت / تاج بخش حسین بر

براساس آنچه در تحلیل شماره 1 گفته شد، مسیر انتخابات شورای اسلامی شهر گشت، راه جدیدی برای خود باز کرده است، طوریکه نامزدها را در روزهای آخر مانده به شروع تبلیغات و دو روز بعد از آن، مشوش و شتاب زده کرده بود.

آنچه ما به آن هشدار داده بودیم ظاهرا دامنگیر بعضی از نامزدها شده است. اقدامات شتابزده و نسنجیده از یک طرف، تقریبا همه نامزدها را تهدید و دچار تردید می کرد و از طرف دیگر مهمترین مساله که نامزدهای اصلی را در خطر تصمیم گیری نادرست قرار می داد، رودربایستی برای تشکیل ائتلاف بود.

سر جمع هر کدام از دو مساله فوق به نحوی نامزدها را در چالش قرار داده است.

ویژگی ائتلاف این است که نامزدها می خواهند و باید از ظرفیت همدیگر براساس نوعی توازن، استفاده ببرند. اما تاکنون در گشت این مساله فرق داشته و استفاده از این ظرفیت، نامتوازن بوده است. به عبارت واضح تر، ائتلاف های اعلام شده تاکنون، ارزش رای آوری بعضی از نامزدها را بالا برده و ارزش بعضی دیگر را پائین آورده است. به نحوی که برای همه مشخص است که چه کسانی در این ائتلاف ها متضرر شده اند.

در تحلیل دو ائتلاف تشکیل شده تا کنون:

تشکیل یک گروه از ائتلاف ها به نمایندگی برجسته ترین نامزد، رنگ و بوی ناسیونالیستی به خودش گرفته است. این ائتلاف از سوی مردم گشت سفلی، به "ائتلاف گشت علیا" نامگذاری شده است و واکنش ساکنین این قسمت از گشت را برانگیخته است.

این مساله قطعا، گلایه های خفته و بیدار گذشته های دور و نزدیک را پر رنگ تر خواهد کرد.

اما ائتلاف دیگر به نام "امید جوانان"، در گروه خود سه شخص مسن دارد!

آنچه در این ائتلاف، به عنوان سوال مهم تلقی می شود اینست که آیا حضوردو شخص جوان آن می تواند از مواضع سنتی و مقابلگی آن با شورای سابق بکاهد؟

به نظر نمی رسد اینگونه باشد، چرا که ظاهرا هسته مرکزی این ائتلاف، مواضع مشخص و مدونی برای تیم خود تدارک دیده است.

اما مساله مهم دیگر در مورد این ائتلاف توازن اعضای آن است. این مساله را من به خوانندگان واگذار می کنم که به نظر شما در این ائتلاف چه کسی توان رای آوری خود را کاهش داده و چه کسی افزایش داده؟

آیا یکی از اعضای این ائتلاف نمی توانست، خود گزینه ای مستقل و یارگیر باشد؟

اما در خصوص دیگر نامزدها، به نظر می رسد، مردم گشت سفلی متاثر از {به اصطلاح} " ائتلاف گشت علیا"، درحال تدارک مقدماتی برای نوعی همبستگی با محوریت یک نامزد باشند. این نامزد به نظر می رسد، غلامرضا باشد. اما آیا در این همبستگی، نامزدهای دیگری سهیم و بهره مند خواهند شد یا نه؟ و آیا غلامرضا می تواند از فرصت پیش روی استفاده نماید؟

و اما افرادی که هنوز ائتلافشان مشخص نیست، پنج، راه کلی در پیش رو دارند:

الف) می توانند با کمی تلاش، به نحوی با راه اندازی ستاد، خود را تبدیل به گزینه ای برجسته نمایند.

ب) می توانند با رای زنی با رای دهنده هائی که اعتقادی به همه افراد ائتلاف ها ندارند برای خود رای های زیرکانه بدست آورند.

ج) می توانند، از طریق نوعی همبستگی کوچک از افراد فامیل خود، خودشان را به عنوان نفر پنج یا عضو علی البدل جا دهند.

د) می توانند ائتلافی باهم تشکیل دهند.

 ه) تلفیقی از چهار راه فوق.

مهمترین مساله در این دوره، تصویر مبهم حضور بانوئی است که می توانست، اینگونه کم رنگ نباشد.

آیا حضور همسر بزرگوار ایشان در نحوه عملکرد تبلیغاتیشان تاثیر منفی گذاشته است؟ یا هدف از حضور این بانو، ارتباطی با حضور نماینده ای از بانوان گشت ندارد؟

این خواهر گرامی می توانستند، براساس سابقه کاری خود در مدیریت و با استفاده از ظرفیت قومی، به عنوان کاندیدی مهم عضوی از شورای آینده باشند.

در مجموع به نظر می رسد، با وجود نامزدهای مهم، می توانست ائتلاف های محکم تر و منسجم تری با رویکردهای متفاوت و آگاهانه تر نیز شکل بگیرد.

اما هر چه تا حالا اتفاق افتاده از نظر ما مهم و قابل بحث و بررسی است.

جمع بندی تحلیل شماره 2 اینست که:

همچنان پیچیدگی اوضاع، خواب و آرامش را از نامزدها ربوده و سیاست حرف نخست را در این دوره می زند.

تاج بخش
پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
22:38
درحال بارگذاری..

تحلیل شماره 1 برای انتخابات شورای اسلامی شهر گشت/ تاج بخش حسین بر

به عقیده من وضعیت انتخابات تا به امروز مورخ 22/2/96 برای نامزدهای شورای اسلامی شهر گشت بدین شرح است:

  در دو دوره قبل، گروه شورای قدیم که متشکل از افراد مسن بود، بنا به سنت گذشته براساس مقیاس کمی تعداد افراد واجد شرایط رای دادن طائفه یا فامیل انتخاب می شدند. در دوره قبل ائتلافی متفاوت و سنت شکن با شعارهای جدید و متضاد با شورای پیشین و با روشنگری های انقلابی در مقابل گروه منسجم سابق، و همچنین با ترفند تشکیل ائتلافی قوی از اقشار مختلف پا به میدان گذاشتند.

جلوگیری از ورود افراد غیر ساکن در روز رای گیری، آخرین ترفند جوانان جدید برای برانداختن نظام سنتی قبل بود.

یعنی در دوره قبل عملا دو گروه مقابل هم، دارای اهمیت بودند، بنابراین افرادی که در صف این دو گروه نبودند دارای اهمیت و رای هم نبودند.

مساله قابل توجه این است که رای واقعی افرادی که در دوره قبل حضور داشتند، آن رای نبود. بلکه آنها قربانی مبارزه رودروی دو گروه بودند و این افراد بیطرف در دوره قبل از جانب خیلی از گشتی ها دیده نشدند.

در این دوره و تا به امروز، دو اتفاق مهم باعث شده است که شرایط به کلی تغییر بکند:

اولا حذف شخص برجسته ائتلاف دوره قبل، یعنی آقای درمحمد حسین بر باعث شد که نقطه ثقل این گروه نامعلوم باشد.

دوما در گروه شوراهای سنتی، عدم حضور افرادی مانند حاجی خدابخش یا دیگران که از ظرفیت قومیت بهره می بردند، موجب  نوعی تنهائی و اضطراب در نماینده جدید و خود خوانده آن گروه شده است.

حضور افراد منفعلی در هر دو گروه شورای سابق و سنتی، و همچنین عدم تحقق بسیاری از شعارهای هر دو گروه و بیشتر دعواهای خسته کننده و نامناسب و بهم پریدن هایی که موجب تحقیر گشتی ها و سوء استفاده مسؤلین کم کار می شد، در مجموع مردم را به سمت نوع جدیدی از انتخاب سوق داده است.

اینکه در روز دوم تبلیغات هیچ خبر قطعی ای درخصوص ائتلاف ها منتشر نشده است، دید و بازدیدهای محرمانه، هول هولکی و همراه با تردیدهای بسیار و اساسی، عدم حضور نامزدها در پشت تریبون ها تا روز دوم تبلیغات نشان می دهد که اوضاع به سمت کاملا متفاوتی نسبت به دوره های قبل پیش می رود.

به عقیده من در انتخابات امسال هیچ شخصی نمی تواند به این جمع بندی برسد که بهتر است تا به نفع کس دیگری کنار برود. چرا که کنار رفتن به نفع دیگری اوضاع را آنچنان تغییر نمی دهد و اینکه همه شانس برنده شدن دارند.

حتی افرادی که در دوره قبل نامزد بوده اند، ممکن است رایشان بیشتر شود. چرا که همانطور که گفتم، رای آنها در دوره قبل تحت تاثیر شرایط خاص آن دوره بود.

آنچه خائز اهمیت است اینست که، به نظر می رسد بسیاری از مردم گشت تا روز دوم انتخابات هنوز سردرگم هستند. مردم ممکن است تا حالا فقط یک شخص را که بهشان نزدیک است یا به او اعتقاد کامل دارند، انتخاب کرده باشند اما برای نفرات بعدی دچار سردرگمی و این دغدغه هستند که آیا اشخاص دیگر می توانند با شخص مورد نظرشان همفکر و هم رای و منسجم شوند؟

بنابراین موضوع کلیدی که نامزدها باید روی آن تمرکز کنند اینست که بسیاری از مردم هنوز رای شان مشخص نیست و منتظرند تا اتفاقی بیفتد تا به جمع بندی برسند.

بنابراین نیاز اساسی انتخابات، نامزدها و مردم درحال حاضر دو چیز است:

اول اینکه کاندیداها خودشان بروند و همراهان قطعی خود را در قالب ائتلافی هماهنگ و قوی پیدا کنند. تا آنها با اعتماد بر کاندید مورد نظر خودشان به ائتلاف رای دهند.

دوم اینکه کاندیداها در قالب راه اندازی ستادهائی که در آن به سخنرانی و ارائه برنامه ها پرداخته می شود، خودشان را بیشتر به مردم معرفی نمایند.

البته در این دوره سیاست کاری حرف اول را می زند. تشکیل ائتلاف های دو نفره یا سه نفره قوی، پیدا کردن نیازهای اساسی مردم و تاکید بر آنها و سخنرانی های خوب و قوی می تواند به جذب رای نامزدها کمک کند. همچنانکه عضویت در ائتلاف های ناهمگون یا تک روی می تواند مانند سم نابود کننده باشد.

آنچه من به آن خوشبین هستم اینست که شکل واقعی و مرسوم انتخابات راهش را در این دوره، بنا بر اجبار به گشت باز کرده است.

یعنی ارائه تصاویر انتخاباتی، راه اندازی ستادهای فعال، نیاز مردم به شنیدن برنامه ها و حرفهای کاندیداها و مهمتر از همه تلاش مردم برای انتخاب گروهی منسجم و میانه رو اما مطالبه گر.

 

در پایان توصیه ای به نامزدها:

مردم به دنبال عزت و توسعه شهرشان هستند نه دعواهای شخصی بین کاندیداها، پس بصورت محترمانه و شایسته ایام تبلیغات را مدیریت نمائید.

تاج بخش
پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۰۹
22:33
درحال بارگذاری..

ایمان سست

از ترس مهربانی های ملای مسجدمان و تواضع مولوی اش، پاهایم برای رفتن به نماز سست می شوند.

من تاب این همه لیِّنی را ندارم.

تاج بخش
دوشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۰۶
22:52
درحال بارگذاری..