X
تبلیغات
نوشته های تاج بخش حسین بر

نوشته های تاج بخش حسین بر

چیزهائی را می نویسم که روی دلم سنگینی می کنند. وقتی می نویسمشان مدتی آرام می گیرم.
حرفهایم گاهی بی معنی به نظر می آید. اما این طور نیست. همه از منطق درونم نشات گرفته اند و تا به اینجا رسیده اند دچار منطق بیرونم شده اند. ایرادی ندارد اگر هم دارد با ترفندهای بیرونتان برای درونتان تفسیرشان کنید. این تنها راهیست که ما همدیگر را درک خواهیم کرد. هرچند که درک کردنِ هم مهم نیست. اینکه چه مهم است و چه مهم نیست، مهم نیست مهم اینست که ما زنده ایم درحالیکه مرگ نابهنگاممان ناگهان ما را به ورطه ای می کشاند که یا بدبختی محض است یا سعادت محض. پس چرا نباید توقفی بکنیم و گوش به زنگ حقایق ظریف یا واضحی باشیم که به زندگی و تنفسهای تکراریمان الصاق شده اند؟ شاید مهم همان ها باشند و معنائی که به ما یاد داده اند، پیوستی غیرضروری بیش نباشد؟
من دنبال آنها هستم برای همین نوشته هایم اینگونه سخت و بی معنیست.

:: استخاره
:: چت روم
:: نوشته های عبدالواحد برهانی
:: داستان بلوچ
:: آبگینه
:: متن وتن من است
:: گلهای آتشین
:: اولین و بزرگترین تالار گفتمان بلوچ در ایران
:: وب سایت مصطفی دانشور
:: نوهان
:: استون
:: توسعه مکران
:: ایرندگان بزرگ
:: دست گوهاران
:: گـــنـــوکـــم گـــنـــوک !
:: نرگس،نرگس خالی
:: محمد بلوچزهی
:: نسرین قربانی
:: ملابلبل
:: لاشار فردا
:: خاتون بــنت
:: بلوچ بیدار
:: بلوچستان من
:: ناصرنخزری مقدم
:: اخلاق الهی
:: بَــــلــوْچـانی زُبـان
:: دیباچه
:: کوچ
:: لاتحزن
:: سیسوگ
:: بالاچ
:: حسن اربابی
:: روهان
:: گپ و گال
:: نسیم ساربوک
:: وای وطن خشکین دار
:: پاتوق بلوچ
:: تسنیم
:: کشکول بلوچ
:: جمبر
:: برگی ازدفترکهن بلوچ
:: کارگاه داستان هزار افسان
:: کارگاه داستان داستان‌گو
:: کارگاه داستان
:: کارگاه داستان کوتاه کوتاه
:: کارگاه مجازی آموزش فنون داستان نویسی
:: حوزه هنری استان قزوین
:: انجمن ادبیات داستانی ابهر
:: آدم‌برفی‌ها
:: مجموعه فرهنگی هنری تهران
:: تازه های ادبی
:: کانون فرهنگی چوک
:: بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان
:: شهر کتاب
:: زاگرس استوری
:: داستانهای کوتاه ما
:: انجمن داستان دهلران
:: اولین انجمن مجازی شاعران ایران
:: وارگه / انجمن داستان الیگودرز
:: داستانک
:: داستانهای مینیمال
:: مشترك مورد نظر
:: خليل رشنوي
:: پایگاه رسمی محمدرضا سرشار
:: تمرین نویسندگی
:: زاگرس استوری
:: محسن جان محمدزهی
:: گنجور
:: فلسفه
:: فن بیان،اصول سخنرانی
:: پایگاه مجلات تخصصی
:: اخبار داستان


وضع وخیم راه چاره!
اینها روشی ناموفق برای پروازکردن دارند. بالهای اهدائی و موجود را متعصبانه می شکنند. آن موقع معصومانه دوزانو می نشینند و از درد خزندگی می نالند.



نوشته شده توسط تاج بخش در دوشنبه 1393/02/01

تولدهای قاچاقی!
مردی که تازه مرده بود از درون قبر رشد و نمو کرد. انسانی دوباره متولد شد. زمان در لابلای درزها و منافذش فضائی برای وجودش تدارک دید. مرد به اندازهی مشت دستی جوانه زد. دنیا او را با نوزادی اشتباه گرفت و باز هم شهروندی دیگر اینگونه رسمیت یافت!

نوشته شده توسط تاج بخش در دوشنبه 1393/02/01

سوگندنامه
سوگند به دل خسته‌ی مردگان، گوشت خشک و چروکیده‎ از درد اموات، زبانهای خاموش و محو شده‎ی درون قبور،  احساس خاک آلود از دنیا رفتگان و سوگند به روح ذره ذره و رهای انسان که من درمقابل برهانهای پراکنده‎ی پیرامون بشر زنده جائی برای ابراز خدائی ندارم.

نوشته شده توسط تاج بخش در دوشنبه 1393/02/01

مبارک
مبارک.


نوشته شده توسط تاج بخش در دوشنبه 1393/02/01

دوباره همان اتفاق با همان روش؟!!!
پس چرا خودم حس خوبی ندارم؟!

پس چرا همه چیز در هاله ای از رازه؟!

پس چرا عذابش را می بینم؟!

بله یک جای کار می لنگد. بله قضیه بو دار است.



نوشته شده توسط تاج بخش در شنبه 1393/01/30

من و من.
من متعلق به دانه های سنگ بودم. ذره ای از جوّ و لحظه ای از زمان دنیائی و آخرتی.

حالا نیستم. حالا من تکه ای از جنس کاغذ هستم. کاغذی آغشته به جوهر قلمی که مرا سخاوتمندانه نوشته است.

جوهری که براحتی پاک می شود یا آلوده.

من آلوده شده ام. آلوده به دیگران. دیگران با اهمیت.



نوشته شده توسط تاج بخش در دوشنبه 1393/01/18

ق5
فکر می کردم من پادشاه عادلی خواهم شد. اما من بی رحمانه عدالت را برای بعضی ها پایمال کرده ام!



نوشته شده توسط تاج بخش در یکشنبه 1393/01/17

ق 4
از کسانی خواسته بودم تا جائی را برایم ببینند. متضاد با من دیده بودنش. امروز که خودم دیدمش آنطوری که می گفتند نبود!

دیگران زمانی مفیدند که هدف ارتباطی به حس من نداشته باشد.



نوشته شده توسط تاج بخش در یکشنبه 1393/01/10

ق 4
از کسانی خواسته بودم تا جائی را برایم ببینند. متضاد با من دیده بودنش. امروز که خودم دیدمش آنطوری که می گفتند نبود!

دیگران زمانی مفیدند که هدف ارتباطی به حس من نداشته باشد.



نوشته شده توسط تاج بخش در یکشنبه 1393/01/10

جسارت؟!
من زمان را بسته بندی کرده ام. زمان را مدتیست درون قفسی گذاشته ام. مکان را از سه بعد مسخره اش به یک بعد رسانده ام.

پیرامونم را می خواهم گره بزنم به گذشته یا به چادر سنت. می خواهم چیزی از وجودم را تخریب بکنم و جسمی زائد را به آن پیوند بزنم.

حقوقم را پایمال خواهم کرد. به بخشی از تصوراتم ظلم می کنم.

من این کارها را به شرط داشتن جسارت خواهم کرد!




نوشته شده توسط تاج بخش در جمعه 1393/01/08

اول امروز من.

آسمان ابریست. امروز زمین آبیست!

من خودم را از زمین دور نگه می دارم. باران بر من نازل می شود و من بر آسمان.

هم راستای من، زمین و زمان موجودند، راکد و آرام.

خدا امروز به من خیره شده است. من امروز سزاوار توجهم.

پشت نگاههای من و دیگران پرنده ای آواز می خواند. همان پرنده‎ی پنهانی که همیشه آواز می خواند.

صبح آغاز شده است و مردم دیرتر صبح می شوند.

این اول امروز من است.




نوشته شده توسط تاج بخش در پنجشنبه 1393/01/07

تاجر منصف
من خودم را خریده ام. بهای گزافی داده ام. من خودم را داده ام تا خودم را خریده ام. چیز با ارزشی خریده ام. من تاجری هستم منصف. اندازه‌ی آنچه داده ام، گرفته ام.



نوشته شده توسط تاج بخش در سه شنبه 1393/01/05

حالا تو آمده ای که چه؟!
آسمان را باد باخودش برد. زمین سرد شد، سنگ شد و مرد.

هوا در جو پخش شد. زندگی در جِرمی آسمانی رُست.

مدارش به سمت دور و نزدیک تاب برداشت . خدا در آن سنگ رسوخ کرد و من آفریده شدم. من فرزند تنفس های سنگی، سرد و مرده هستم. من فرزند جو تاریک بدون آسمانی هستم که به سمت خدا دور و نزدیک می شود.

حالا تو آمده ای با تن پوش ژولیده و مندرس انسانی تا مرا بیاد قبل از زِندم بیندازی؟!



نوشته شده توسط تاج بخش در دوشنبه 1393/01/04

ورق مرگ

مرگ ورق زده شده است. مرگ بوی رعد و برق و باران و تگرگ گرفته است. سبز شده است. مرگ جائی درون اوقات چفت شده ندارد.

زمین و زمان عمر بدیهی شده است. من کش برداشته ام. کشیده شده ام به عقب.

او را انداخته ام به زمان کودکی.

خود را میخواهم از احساسات سختم کنار بزنم.



نوشته شده توسط تاج بخش در شنبه 1393/01/02

سال نو مبارک
سلامالیک خواننده های کم من. سال نو مبارکتان باشد. من دارم خودم را جوری دیگری نمایش می دهم. یک مدت است که خودم نیستم. من منتظرم تا دیگران را متفاوت با قبل ملاحظه بکنم.

کسی را از یاد نبرده ام. آرزوی سالی سرشار از تکرار حسهای خوب گذشته و آرزوی برخورداری از حس های خوب آینده را برایتان دارم.

با آرزوی نجات خودم از آینده جدیدم.




نوشته شده توسط تاج بخش در پنجشنبه 1392/12/29

ق3
باید فراتر از حاشیه عمل کرد. حاشیه و نگاه تعصب آلود به پیرامون انسان را آلوده به تهمت ها می کند. باید مبرا بود از فکر. باید از خود مخفیانه عبور کرد. دیگران نمی دانند. دیگران تو را نمی شناسند. خطهای همه یک پیکان مشخص است. کاش می دانستند که من در قفس خواسته آنها جا نمی شوم.



نوشته شده توسط تاج بخش در پنجشنبه 1392/12/22

ق 2
وقتی منفور می شوی، یا مورد توجه قرار می گیری، یک نقص وجود دارد. آن نقص مربوط به بخشی از کار توست که رها کرده ای: « روشنگری ».



نوشته شده توسط تاج بخش در چهارشنبه 1392/12/21

ق 1
برای اظهارنظر باید موقعیت اظهارنظر را بدست آورد.



نوشته شده توسط تاج بخش در دوشنبه 1392/12/19

!
دارم به سمت جدیدی متمایل می شوم. به سمتی که برایم مبهم است. حس خوبی نسبت به آن ندارم. تنها امیدم اینست که میانبری باشد به اهدافم.



نوشته شده توسط تاج بخش در دوشنبه 1392/12/12

مرد زمینی
نشسته است. تنگ و ترش و تاریک.

دنیا کوتاه شده است. کش آمده است. زمین بادکنکی شده است در آسمان. دست نامعلوم فضا آن را می پراند.

او نشسته است و به بودن معلق زمین چشم دوخته است. 

زمین را دست نامعلومی گرد جهان می گرداند. زمین درخود تلو تلو می خورد.

تن فرسوده و مندرس مرد، خشکیده است. مرد مفلوک نظاره گر زندگی خود در زمین بادکنکیست.

زمین را باد می برد. مرد را دنیا از یاد می برد.

آسمان با نبودن زمین بی معنی می شود و حذف می گردد.

دنیا به آخر می رسد. بین جهنم و بهشت، مردم مردد می مانند. مرد مندرس فرسوده، بین این دو مدفون شده است.



نوشته شده توسط تاج بخش در شنبه 1392/12/03

میان ما

 بین من و خدا اذهان آلوده قرار گرفته اند. چیزهائی حضور یافته اند که ماده نیستند. چیز نیستند. خیالهای واقعی هستند. رنگ و ریاهائی هستند که دراثر مالش به من، مرا رنگ آلوده می کنند.

بین من و پروردگار تنهائی هایم، درب کشوئی‌ای ساخته اند. دربی که مرا به سمت راهروئی اداری می کشاند. راهروئی که متعلق به تیپ هاست و نه شخصیت آدمی عزلت نشین.

من خراشیده شده ام. احساس من زخم برداشته است. خاطرم احساس خطر می کند.

سخنانم، افکار بغرنج و پیچیده ام از من جدا شده اند.

گونه ام می پرد. بدنم لرز می گیرد. صدایم ناآشنا و غریب ادا می شود. مردانه است. مردکی گوئی درونم مخفی شده بوده و حالا مقابلم ظهور کرده است.

میان من و خداوندگار خصوصی ام، انگار چیزائی برای عموم فاش شده است. گوئی دیگران مرا بیشتر از خودم می بینند.

من عریان از رحم خود، زاده شده ام. گهواره ام آمد و شدهایم است از این سر کارم تا آن سر دیگر.

خداوندا میان من و خودت را بهم بدوزان. نخ فاصله را به آبش بده. خداوندگارا مرا از کابوس ها بیدار کن.



نوشته شده توسط تاج بخش در چهارشنبه 1392/11/30

!
وقت که سرجایت نباشی، جای دیگری را گرفته ای.



نوشته شده توسط تاج بخش در سه شنبه 1392/11/29

بساط دیگران
بساط دنیا یک جور دیگریست. بعضی ها روی آنجور زندگی کردن حساب باز کرده اند. من در این بساط باید حضور داشته باشم.



نوشته شده توسط تاج بخش در شنبه 1392/11/26

حقیقت!
حقیقت پشت نادانی پنهان است.

حقیقت پشت نادانی است.

حقیقت را پشت نادانی پنهان کرده اند.

حقیقت پشت دانائی یافت می شود.

حقیقت را باید از لای به لای دانائی و نادانی بیرون کشاند.



نوشته شده توسط تاج بخش در چهارشنبه 1392/11/23

!
به دالانهای تودرتوی تازه ای از ذهنم فراخوانده شده ام. دالانهائی که تنها متعلق به من نیستند. دیگرانی قاطعانه یا خالصانه یا باحساب و کتاب آنجاها پیدایشان می شود، در ذهن من.



نوشته شده توسط تاج بخش در شنبه 1392/11/19

دعای خیر
خدا خودش برایم خیر کند!

اللهم خِرلی واخترلی.



نوشته شده توسط تاج بخش در سه شنبه 1392/11/15

!

مثل این می ماند که آدم را ویرایش کنند مانند متن سخنرانی رسمی.



نوشته شده توسط تاج بخش در دوشنبه 1392/11/14

برای استاد برهانی
داستان در ادامه مطلب



.:: ادامه ی مطلب ::.
نوشته شده توسط تاج بخش در یکشنبه 1392/11/13

کوچه های انگار که خالی!
کوچه ها حالا انگار که خالیست. حس بدی دارد این ندیدن، کور بودن!



نوشته شده توسط تاج بخش در جمعه 1392/11/11

خوش خبری به خودم!
با اعلام نتایج اولیه دومین دوره جایزه داستان بیهقی دو داستان " موش دوپا" و " حرفهای گران و سنگین بی بی" تاج بخش حسین بر به همراه 90 داستان دیگر به مرحله دوم مسابقه راه پیدا کردند.

برای کسب اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.



نوشته شده توسط تاج بخش در چهارشنبه 1392/11/09

مطالب پیشین
.............. مطالب قدیمی‌تر >>


Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by tajbakhsh-h
Design By : wWw.Theme-Designer.Com